( 1 ) و در هجرت دوم به حبشه همراه همسر خود حارث بن خالد بن صخر بن عامر بن كعب بن سعد بن تيم به آن سرزمين هجرت كرد و همانجا پسر خود موسى و دو دختر خود عايشه و زينب را زاييد ، موسى در حبشه درگذشت ، ريطه هم به هنگام بازگشت به مكه ميان راه درگذشت .
اميمة
دختر رقيقه ، او همان كسى است كه محمد بن منكدر از او روايت مىكند و اميمه از پيامبر ( ص ) حديثى دربارهء چگونگى بيعت بانوان روايت كرده است . پدر اميمة عبد الله بن بجاد بن عمير بن حارث بن حارثة بن سعد بن تيم بن مره است و مادرش رقيقه دختر خويلد بن اسد بن عبد العزى بن قصى است . اميمه خواهرزادهء خديجه همسر گرامى رسول خدا ( ص ) است ، اميمه با مرد غريبهيى كه حبيب بن كعيب بن عتير ثقفى بود ازدواج كرد و براى او سه دختر به نامهاى نهديه و ام عبيس و زنّيره را آورد ، آنان در مكه از دير باز مسلمان شدند و از كسانى بودند كه در راه خدا شكنجه مىشدند ، ابو بكر آنان را خريد و آزاد كرد « 1 » ، پدر ابو بكر به او اعتراض كرد و گفت پسرم سراپا به اين مرد - رسول خدا - پيوستى و از قوم خود جدا گشتى و اين بىنوايان را مىخرى ؟ ابو بكر به او گفت پدر جان من به آنچه انجام مىدهم داناترم ، روزى كه ابو بكر نهديه را خريد دستاسى همراهش بود كه براى صاحب خود حبوبات را دستاس مىكرد يا دانههاى خرما را خرد مىكرد ، ابو بكر به او گفت اين دستاس و دانهها را به صاحبت برگردان ، نهديه گفت باشد تا كار او را تمام كنم و اين پس از آن بود كه صاحبش او را فروخته بود ، ابو بكر نهديه را آزاد كرد ، زنيره چشمش كور شد او را گفتند كه لات و عزى تو را كور كردند ، مىگفت به خدا سوگند هرگز آنان مرا كور نكردند و اين خواست خداوند است ، و خداوند چشم او را شفا داد و ديدهاش را به او برگرداند .
قريش گفتند اين هم يكى از جادوگرىهاى محمد ( ص ) است .
هامش
( 1 ) آيا اينها در جنگهاى داخلى به بردگى گرفته شدهاند ؟ مؤلف استيعاب و ابن اثير و ابن حجر اين مطالب را نياوردهاند .