( 1 ) سبد را بر سر مىنهادم و از آن زمين كه با مدينه دو سوم فرسنگ فاصله داشت پياده به مدينه مىآمدم ، روزى در همان حال كه سبد هستهها بر سرم بود و پياده مىآمدم با رسول خدا ( ص ) كه سواره و همراه تنى چند از يارانش به مدينه مىآمد برخوردم ، آن حضرت نخست براى من دعا فرمود و سپس خواست شترش را بخواباند كه مرا همراه خود سوار كند من آزرم كردم كه همراه آن مردان باشم وانگهى غيرت زبير را به ياد آوردم كه از غيرتمندتر مردم بود ، و پيامبر ( ص ) احساس فرمودند كه من آزرم كردم و به راه خود ادامه دادند و رفتند ، من پيش زبير آمدم و گفتم پيامبر ( ص ) مرا در حالى كه هستههاى خرما بر سرم بود و تنى چند از همراهانش با ايشان بودند ديدند و شتر خود را خواباندند كه همراه ايشان سوار شوم من آزرم كردم و غيرت تو را به ياد آوردم . زبير گفت به خدا سوگند كه دانه كشيدن تو بر من دشوارتر از سوار شدن تو همراه ايشان است . اسماء مىگفته است پس از آن پدرم ابو بكر زنى خدمتكار براى من فرستاد كه تيمار و مراقبت از اسب را عهدهدار شد و چنان بود كه گويى مرا از بردگى رهايى بخشيد .
كثير بن هشام ، از فرات بن سلمان ، از عبد الكريم از عكرمة ، و عبد اللّه بن جعفر رقى از عبيد اللّه بن عمرو از عبد الكريم از عكرمه ما را خبر دادند كه مىگفته است * اسماء دختر ابو بكر همسر زبير بن عوام بود و زبير بر او سخت مىگرفت و تند بود ، اسماء پيش پدر خود آمد و شكايت آورد ، ابو بكر گفت دختركم شكيبا باش كه اگر زن شوهر نكوكارى داشته باشد و شوهر بميرد و آن زن پس از او ازدواج نكند خداوند آن دو را در بهشت به يك ديگر مىرساند .
حجاج بن محمد و ابو عاصم نبيل و محمد بن عبد اللّه انصارى از ابن جريج ما را خبر دادند كه مىگفته است * ابن ابى مليكه از عباد پسر عبد اللّه بن زبير از اسماء دختر ابو بكر براى من نقل كرد كه مىگفته است * به حضور پيامبر ( ص ) رفته و گفته است اى رسول خدا در خانهء من هيچ چيز جز همانى كه گاه زبير مىآورد باقى نمانده است اگر من از همانچه زبير مىآورد صرفهجويى كنم بر من گناهى نيست ؟ پيامبر ( ص ) فرمودند تا اندازهيى كه مىتوانى صرفهجويى كن ولى اندوخته مكن و بخل مورز كه مبادا خداوند بر تو سخت گيرد .
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه از حميد از عبيد از عمير ما را خبر داد كه مىگفته است * بر گردن اسماء غدهء متورمى بود پيامبر ( ص ) بر آن دست كشيد و عرضه داشت « پروردگارا او را از زشتى و آزار اين غده به سلامت دار » .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٦٢