تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
( 1 ) كه هجرت كرده است . سنت آزاد كردن بردگان از سوى مردگان پس از مرگ او معمول شده است ، و چنان بود كه شفاء به روزگار زندگى حضرت ختمى مرتبت درگذشت و پسرش عبد الرحمان بن عوف از آن حضرت پرسيد آيا مىتوانم از سوى مادرم برده آزاد كنم ؟ رسول خدا فرمود آرى و عبد الرحمان از سوى مادرش برده آزاد كرد .

خالدة

دختر اسود بن عبد يغوث بن وهب بن عبد مناف بن زهرة ، مادرش آمنة دختر نوفل بن وهيب بن عبد مناف بن زهرة است . خالده دختر اسود در مدينه مسلمان شد و با رسول خدا بيعت كرد و او را عبد اللّه بن ارقم بن عبد يغوث بن عبد مناف بن زهره به همسرى گرفت . محمد بن عمر واقدى از معمر از زهرى در تفسير اين آيه كه مىفرمايد « زنده را از مرده پديد مىآورد و مرده را از زنده پديد مىآورد » « 1 » ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا به خانهء يكى از همسران خود رفت و آنجا بانوى خوش‌ظاهرى را ديد و سؤال فرمود كه اين كيست ؟ همسرش گفت اين يكى از خاله‌هاى شماست « 2 » پيامبر فرمود « خاله‌هاى من در اين سرزمين غريب و ناشناخته‌اند اين كدام خالهء من است ؟ » گفتند خالده دختر اسود بن عبد يغوث است . رسول خدا فرمود « منزه است پروردگارى كه زنده را از مرده پديد مىآورد » . خالده بانويى نكو سيرت بود كه پدرش در حالى كه كافر بوده درگذشته است . واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم از پدرش از ابو سلمة بن عبد الرحمان ، از عايشه ، از رسول خدا ( ص ) هم همينگونه براى ما نقل كرد . واقدى مىافزود دربارهء آن آيه همين موضوع كه زنده يعنى مؤمن و مرده يعنى كافر در تفسير هم .
هامش
( 1 ) بخشى از آيهء سى و يكم ، سورهء دهم - يونس . شيخ طوسى در تفسير تبيان همين قول را هم نقل كرده است ، ميبدى هم در تفسير كشف الاسرار بدين گونه هم تفسير كرده است . ( 2 ) يعنى از قبيلهء زهره است نه اينكه خالهء راستين است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 259 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد