تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
( 1 ) حضرت ماريه را براى خود برگزيد و سيرين را به حسان بن ثابت بخشيد . واقدى مىگويد ماريه از روستاى حفن از دهستان انصا يا انصناى مصر بوده است . « 1 » محمد بن عمر واقدى ، ما را خبر داد و گفت معمر و محمد بن عبد اللّه از زهرى از ابن كعب از مالك براى من نقل كردند كه مىگفته است رسول خدا فرمود « نسبت به قبطيان خيرانديش باشيد كه ايشان را عهد و ذمه و پيوند خويشاوندى است » گويد پيوند خويشاوندى آنان از اين روست كه مادر اسماعيل و مادر ابراهيم پسر رسول خدا از ايشان است . محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت محمد بن عبد اللّه از زهرى از انس بن مالك براى ما نقل كرد كه مىگفته است * كنيز پيامبر كه مادر ابراهيم بود در مشربه خود زندگى مىكرد ، مردى قبطى پيش او آمد و شد داشت و براى او آب و هيزم مىبرد ، مردم در اين باره ياوه‌سرايى كردند كه گبركى پيش زن گبرى رفت و آمد مىكند ، اين خبر به حضرت ختمى مرتبت رسيد ، على بن ابى طالب ( ع ) را براى تحقيق فرستاد . على آن مرد قبطى را در حالى كه بالاى نخلى بود ديد ، قبطى چون على را با شمشير ديد جامهء خود را كنار زد و خود را برهنه كرد و معلوم شد فاقد آلت مردى است ، على ( ع ) هماندم به حضور پيامبر برگشت و گفت اى رسول خدا هنگامى كه اجراى فرمانى را به كسى از ما محول مىفرمايى و آن كس موضوع را به گونهء ديگرى مىبيند آيا مىتواند براى گزارش كار بدون اينكه فرمان را اجرا كند به حضورتان برگردد ؟ فرمود آرى ، على آنچه را از مرد قبطى ديده بود به عرض رساند ، گويد و چون ماريه ابراهيم را زاييد جبريل كه درود خدا بر او باد به حضور پيامبر آمد و به ايشان فرمود سلام بر تو باد اى ابا ابراهيم ، و رسول خدا از آن اطمينان و آرامش يافت . « 2 » محمد بن عمر واقدى ، از عبد اللّه بن محمد بن عمر از پدرش از على ( ع ) مانند همين حديث را براى ما نقل كرد جز اينكه در آن آمده است كه چون على آنجا رسيد مرد قبطى
هامش
( 1 ) ياقوت در معجم البلدان دربارهء اين روستا و اينكه به وساطت حضرت مجتبى معاويه خراج را از آنان برداشت سخن گفته است . ( 2 ) اين مسئله را نمىتوان ريشهء اصلى موضوع افك دانست ؟ به ويژه كه در روايات پيش اقرار عايشه را بر رشگ بردن به ماريه و حسرت او را از فرزند دار شدن او ملاحظه فرموديد در منابع ديگرى چون تفسير على بن ابراهيم قمى و تفسير برهان اين موضوع با تفصيل بيشترى آمده است .