تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
( 1 ) حضرت بيست و پنج ساله بود و خديجه چهل ساله ، خديجه براى رسول خدا دو پسر به نامهاى قاسم و طاهر كه همان مطهر است آورد و هر دو پيش از بعثت درگذشتند . خديجه اين دختران را هم براى آن حضرت آورد ، زينب كه بزرگترين دختر پيامبر و همسر ابو العاص بن ربيع بود و پس از او رقيه است كه عتيبه پسر ابو لهب او را براى خود عقد كرد و پيش از آنكه با او عروسى كند او را طلاق داد و عثمان بن عفان پس از مبعث او را به همسرى گرفت ، پس از رقيه ام كلثوم متولد شد كه او را هم عثمان بن عفان پس از رحلت رقيه به همسرى گرفت ، پس از رقيه فاطمه متولد شد كه على بن ابى طالب با او ازدواج كرد ، خديجه ده روز گذشته از رمضان سال دهم بعثت و سه سال پيش از هجرت به شصت و پنج سالگى درگذشت . « 1 » پيامبر ( ص ) پس از خديجه در رمضان سال دهم بعثت و پيش از هجرت به مدينه سوده دختر زمعه را كه از قبيلهء عامر و پيش از آن همسر سكران بن عمرو برادر سهيل بن عمرو بود به همسرى گرفت . سكران بن عمرو همراه همسر خود سوده به حبشه هجرت كرده بود و سپس به مكه برگشت و همان جا درگذشت . رسول خدا سوده را به رمضان سال دهم بعثت با خود به مدينه آورد ، « 2 » پيامبر اندكى بعد عايشه دختر ابو بكر را در شوال سال دهم هجرت عقد فرمود و در آن هنگام عايشه شش ساله بود و در مدينه به ماه شوالى كه هشتمين ماه هجرت بود با عايشه كه در آن هنگام نه ساله بود عروسى كرد و به هنگام رحلت رسول خدا عايشه هيجده ساله بود ، پيامبر ( ص ) سپس حفصه دختر عمر بن خطاب را به همسرى گرفت ، حفصه پيش از آن همسر خنيس بن حذافه سهمى بود و براى او فرزندى نياورد ، خنيس پس از بازگشت از جنگ بدر درگذشت و پيامبر ( ص ) در ماه شعبانى كه سى ماه از هجرت گذشته بود و دو ماه پيش از جنگ احد با حفصه ازدواج كرد . سپس با ام سلمه دختر ابو امية بن مغيرة بن عبد اللّه بن عمرو بن مخزوم ازدواج كرد . ام سلمه پيش از آن همسر ابو سلمة بن عبد الاسود بود و براى او عمر و سلمه و زينب و برّه را آورده بود . ابو سلمه پس از جنگ احد در مدينه درگذشت و پيامبر ( ص ) چند شب باقى مانده از شوال سال چهارم هجرت ام سلمه را به همسرى گرفت ، سپس جويريه دختر حارث بن ابى ضرار را كه
هامش
( 1 ) رحلت حضرت خديجه را با اختلاف به سالهاى هشتم و نهم هم نوشته‌اند به ابن عبد البر ، استيعاب مراجعه فرماييد . ( 2 ) تاريخهايى كه در اين خبر آمده است در هم ريخته و نادرست است و بنا نبوده است كه اين محدثان درستى يا نادرستى تاريخ را نقد و بررسى كنند .