( 1 ) ختمى مرتبت هم اجازه داد كه حج گزارند ، عمر عثمان بن عفان و عبد الرحمان بن عوف را همراه آنان روانه كرد . گويد ، عثمان با صداى بلند مىگفت همان كه هيچ كس به آنان نزديك نشود و به ايشان ننگرد و همسران پيامبر سوار بر كجاوههايى بودند كه بر شتر بسته بود و هر گاه فرود مىآمدند بانوان را درون دره جا مىدادند و عثمان و عبد الرحمان در دهانهء دره بودند كه كسى به درون دره نرود .
عمر بن خالد مصرى از زهير بن معاويه از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفت * به روزگار اميرى مغيره - بر بصره - همسران پيامبر ( ص ) را ديدم كه در كجاوههاى پوشيده به حج آمده بودند .
واقدى از ابو سفيان بن عيينه از ابن ابى نجيح ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا فرموده است « آن كس كه بر حفظ حرمت همسران من كوشا باشد نيكوكار راستگو است » و عبد الرحمان بن عوف همراه ايشان به سفر - حج - مىرفت و براى استراحت آنان را در درههايى كه جز يك راه ورودى نداشت فرود مىآورد و بر كجاوههاى ايشان پوشش مىنهاد .
واقدى از عبد اللّه بن جعفر از ابن ابى عون از مسور بن مخرمة ما را خبر داد كه مىگفته است * گاه مردى را مىديدم كه براى اصلاح بار و پشته خويش يا كار ديگرى شتر خود را ميان راه مىخواباند و چون عثمان كه پيشاپيش همسران رسول خدا حركت مىكرد به او مىرسيد اگر راه پهن و گسترده بود عثمان خود را به سمت راست يا چپ مىكشاند و از آن مرد فاصله مىگرفت و اگر چنان نبود مىايستاد تا آن مرد كار خود را انجام مىداد و مىرفت . يك بار او را ديدم كه با مردمى روياروى شد كه از مكه برمىگشتند . عثمان به آنان گفت به سمت راست يا سمت چپ برويد و آنها را به اندازهيى كه چشم مىبيند از راه دور مىكرد . « 1 » آنگاه مركبهاى همسران رسول خدا از آنجا مىگذشت .
واقدى از عبد اللّه بن جعفر از ام بكر دختر مسور از گفتهء پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الرحمان بن عوف مزرعه خود را به نام كيدمة به چهل هزار دينار به عثمان بن عفان فروخت و چون پول آن به دستش رسيد مرا و عبد الرحمان بن اسود و فلان را فراخواند و گفت همينگونه كه مىبينيد اين مال فراهم آمده است و من نخست بخشى از
هامش
( 1 ) به راستى نمىدانم اين مراقبت كجا و حضور عايشه در جنگ جمل و روز رحلت حضرت مجتبى عليه السلام در حالى كه ميان مردان نامحرم محاط بود كجا ؟ !