( 1 ) پنجاه سورهء احزاب كه فرموده است « و زنى مؤمن اگر خود را به پيامبر ببخشد اگر پيامبر بخواهد او را به همسرى بگيرد ، اين تنها براى تو است و نرسد به مؤمنان » مىگفته است اين مسئله كه زنى خود را ببخشد پس از رسول خدا براى هيچ كس روا نبوده و نيست .
واقدى از ثورى از ابو عبد الكريم از ابراهيم هم همينگونه ما را خبر داد .
واقدى از گفتهء سفيان و منصور بن ابى اسود از زكرياء بن زائدة از شعبى ما را خبر داد كه مىگفته است * دربارهء اين آيه كه خداوند فرموده است « و هر كه بخواهى از آنان كه كناره گرفتهاى » چنين بوده است كه برخى از بانوان خود را به پيامبر بخشيده بودند ولى رسول خدا نه با آنان هم بستر شده بود و نه احكام حجاب را براى آنان مقرر فرموده بود و با اين همه پس از رحلت آن حضرت هيچ كس ايشان را به همسرى نگرفت و از جمله آنان يكى هم ام شريك است . واقدى از اسامة بن زيد بن اسلم ، از عمر بن عبد اللّه عبسى از محمد بن كعب قرظى هم همينگونه ما را خبر داد .
گويد واقدى مىگفت همين موضوع در نظر ما شناخته شده و مشهور است .
محمد بن عمر واقدى ، از اسامة بن زيد بن اسلم ، از ابن كعب قرظى دربارهء اين آيه سورهء احزاب كه مىفرمايد « بر پيامبر در آنچه خدا برايش بايسته داشته است پروايى نيست ، شيوهء خدا در كسانى كه از پيش گذشتند » مىگفته است يعنى هر چند زن كه مىخواهد بگيرد و اين بايسته است و روش برخى از پيامبران گذشته همينگونه بوده است . سليمان بن داود را هزار زن بوده است هفتصد تن همسران عقدى كه كابين داشتهاند و سيصد كنيز ، داود را صد زن بوده است كه يكى از ايشان مادر سليمان است كه همان همسر اوريا بوده و داود او را پس از آزمونى كه براى داود پيش آمد به همسرى گرفت ، و اين شمار بيشتر از شمار همسران محمد ( ص ) است .
محمد بن عمر واقدى از گفتهء هشام بن سعد از عمر آزاد كرده و وابستهء غفرة ما را خبر داد كه غفره مىگفته است * يهوديان هنگامى كه ديدند رسول خدا پياپى ازدواج مىكند گفتند به اين مرد بنگريد كه به اندازهء سير شدن خوراك و گندم ندارد و با اين حال او را همتى جز گرفتن زنان به همسرى نيست و بر شمار بسيار همسران پيامبر ( ص ) رشگ بردند و بر او خرده گرفتند و گفتند اگر پيامبر مىبود نسبت به زنان اين همه رغبت نداشت ، در اين باره حيىّ بن اخطب از همگان سرسختتر بود . خداوند گفتهء آنان را تكذيب كرد و فضل و گشايش خود را نسبت به پيامبر خويش متذكر شد و فرمود « يا بر مردم نسبت به آنچه خدا از
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢١١