( 1 ) خدمتكارى را نزده است مگر در حال پيكار در راه خدا .
و همو ، از مخرمة بن بكير از پدرش از قاسم بن محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) از زدن زنها نهى فرمود ، به آن حضرت گفته شد زنها سركش و تباه شدهاند فرمود « آنان را بزنيد و كسى جز بدان شما نمىزند » .
واقدى از افلح بن حميد از پدرش از ام كلثوم دختر ابو بكر ما را خبر داد كه مىگفته است * مردان از زدن زنان نهى شدند ، سپس مردان از زنان به رسول خدا شكوه كردند ، آنان را در آن كار اندك روزگارى آزاد گذاشت و سپس فرمود : « ديشب هفتاد زن پيش آل محمد به گلهگزارى آمدند كه همهشان مضروب شده بودند ، دوست نمىدارم مردى را ببينم كه رگهاى گردن خود را با خشم نسبت به همسركش ( كاف تصغير يا تحبيب ) متورم سازد و با او به جنگ و ستيز پردازد » . « 1 »
و باز همو از سليمان بن بلال از يحيى بن سعيد از حميد بن نافع از ام كلثوم دختر ابو بكر از رسول خدا ( ص ) ما را خبر داد كه فرمودهاند « دوست ندارم مردى را ببينم كه رگهاى گردن خود را نسبت به همسركش ستبر سازد و با او به جنگ پردازد » .
و باز همو ، از ابن ابى حبيبه از داود بن حصين از ابو سفيان از ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * بانويى به حضور رسول خدا ( ص ) آمد كه شوهرش او را سخت زده بود ، گويد آن حضرت برخاست و آن كار را سخت زشت شمرد و فرمود « شگفتا كه كسى از شما همسر خويش را مىزند همچون زدن بندگان و سپس بدون آنكه آزرم كند او را در آغوش مىكشد » .
محمد بن عمر واقدى ، از محمد بن عبد اللّه بن ابى ذئاب از رسول خدا ( ص ) ما را خبر داد كه فرموده است * زنان را مزنيد ، گويد مردم آن كار را رها كردند . سپس عمر به حضور رسول خدا ( ص ) آمد و گفت اى رسول خدا ! زنان بر مردان چيره شدهاند براى زدن ايشان اجازه فرماى ! ! پيامبر ( ص ) فرمود « دوشينه هفتاد زن به خاندان محمد مراجعه كردهاند و همگى از شوهران خود شكايت داشتهاند و بدون ترديد آن مردان را خوبان و برگزيدگان خود نخواهيد يافت .
و همو ما را خبر داد و گفت سفيان و اسرائيل هر دو از سالم بن ابى جعد از عبد اللّه بن
هامش
( 1 ) با توجه به توضيح زمخشرى در الفائق ، ج 2 ، ص 258 و توضيح ابن اثير در النهايه ، ج 3 ، ص 431 ترجمه شد .