تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
( 1 ) فرمود كه در آن مىفرمايد « همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن و مردان فروتن و زنان فروتن و مردان راستگو و زنان راستگو و مردان شكيبا و زنان شكيبا و مردان نرم‌دل و زنان نرم‌دل و مردان پردازندهء صدقه و زنان پردازندهء صدقه و مردان روزه‌گير و زنان روزه‌گير و مردانى كه فروج خود را - از حرام - باز مىدارند و زنان بازدارنده و مردانى كه بسيار ياد خدا - و نعمتهاى او را - انجام مىدهند و زنان خداوند براى آنان آمرزش و پاداش بزرگى را فراهم آورده است » . گويد و چون پيامبر ( ص ) زنان خويش را مخيّر فرمود و آنان خدا و پيامبرش را برگزيدند ، حق تعالى اين آيه را نازل كرد كه مىفرمايد « از اين پس براى تو زنها روا نيست و نه اينكه برگزينى به جاى آنان همسرانى هر چند زيبايى آنان تو را خوش آيد ، مگر آنچه را كه دست تو دارا شود » كه منظور آن است كه پس از همين نه زن كه زندگى با تو را پس از مختار شدن برگزيده‌اند ازدواج با ديگرى جز ايشان بر تو روا نيست . « 1 » محمد بن عمر واقدى ، از عبد اللّه بن جعفر از ابن ابى عون از گفتهء ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم ما را خبر داد كه مىگفته است - اين بخش از آيهء پنجاه و سوم سورهء احزاب - كه مىفرمايد « و شما را نسزد كه پيامبر خدا را آزار دهيد و نه اينكه پس از او زنانش را به همسرى بگيريد » دربارهء طلحة بن عبيد اللّه نازل شده است كه او گفته بود هر گاه پيامبر بميرد عايشه را به همسرى خواهم گرفت . « 2 » و همو از عبد الرحمان بن ابى زناد از ابراهيم بن عقبه و نيز عبد السلام بن موسى بن جبير از پدرش از ابو امامة بن سهل بن حنيف مرا خبر داد و هر دو گفته بودند كه آيهء بعد هم كه مىفرمايد « اگر چيزى را آشكار سازيد يا نهانش داريد همانا خدا به همه چيز داناست » در همين موضوع است كه مىگويد اگر در اين سخنى بر زبان آوريد و بگوييد فلان همسر پيامبر را به همسرى مىگيريم يا بر زبان نياوريد و در دل نهان داريد خداوند آن را مىداند . محمد بن عمر واقدى ، از معمر بن راشد از گفتهء زهرى ما را خبر داد كه در تفسير آيهء
هامش
( 1 ) در پابرگهاى پيشين اشاره شد كه گفته شده است حكم اين آيه نسخ شده و براى رسول خدا ازدواج با هر كس آزاد بوده است به تفاسير مراجعه فرماييد كه به تفصيل در اين باره سخن گفته‌اند . ( 2 ) اين ياوه سرايى طلحه كه در اين كتاب به آن تصريح شده است در بسيارى از تفاسير اهل سنت هم آمده است . به ميبدى ، كشف الاسرار و زمخشرى ، كشاف و واحدى ، اسباب النزول مراجعه شود . براى آگهى از اقوال شيعه در اين باره به تفسير برهان ، ج 3 ، ص 333 مراجعه فرماييد .