( 1 ) دختران عمو و عمه و خالى و دايى كه همراه رسول خدا به مدينه هجرت كرده باشند و بانوى مؤمنى كه خود را به پيامبر ببخشد براى پيامبر فقط ازدواج با آنان رواست و سپس در آيهء بعد آن حضرت را در چگونگى انجام آن آزاد گذاشته است .
واقدى ما را گفت كه يحيى بن واضح از عبيد بن سليمان از ضحاك بن مزاحم ما را خبر داد كه او هم همينگونه مىگفته است .
محمد بن عمر واقدى از عبد الحميد بن عمران بن ابى انس از پدرش از سليمان بن يسار ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه رسول خدا با آن زن كه از قبيله كنده بود ازدواج كرد و براى خواستگارى كسانى را به قبيلهء بنى عامر گسيل فرمود و پس از آنكه غزيّه دختر جابر معروف به ام شريك خويشتن را به رسول خدا بخشيد همسرانش گفتند اگر رسول خدا زنان بيگانه را به همسرى بگيرد ما را نيازى به او نيست ! « 1 » و خداوند اين آيه را نازل فرمود كه پس از آن فقط مىتواند با دختران عمو و عمه و دايى و خاله خود كه هجرت كردهاند ازدواج كند و ديگر زنان را بر او حرام فرمود مگر كنيزان يا زن مؤمنى كه خود را به پيامبر ( ص ) ببخشد كه همان ام شريك است .
محمد بن عمر واقدى ، از محمد بن رفاعة بن ثعلبة بن ابى مالك از پدرش از پدر بزرگش ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) اراده فرمود كه برخى از همسران خود را طلاق دهد ، آنان پيامبر ( ص ) را در رعايت مرتب نوبت آزاد گذاشتند و ايشان به صورت مرتب فقط پيش زينب دختر جحش و عايشه و ام سلمه مىرفت و دربارهء ديگران آزاد بود و سپس خداوند به پيامبر فرموده است در آن رفتار و كمتر آمد و شد پيش برخى از همسرانش بر آن حضرت گناهى نيست و سپس فرموده است از اين پس گرفتن همسران ديگرى جز همان نه تن براى تو روا نيست ، مگر همانان كه صفات ايشان را بيان فرموده است و به شرطى كه مشرك نباشند .
واقدى مىگويد اين سخن ثعلبه از سخن ابى رزين درستتر است ، زيرا در نظر ما هم ثابت است كه برگزيدهتر همسران رسول خدا در نظر آن حضرت عايشه و ام سلمه و زينب بودهاند .
واقدى ما را خبر داد و گفت اسحاق بن محمد بن ابى حرملة از پدرش از عطاء بن
هامش
( 1 ) پيش از اين ديديد كه عايشه و حفصه اعتراض كرده بودند نه همهء همسران رسول خدا .