تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
( 1 )

سخن دربارهء دو بانويى كه عليه رسول خدا ( ص ) همكارى كردند و پشت به پشت دادند و مخير كردن رسول خدا ( ص ) همسران خود را

محمد بن عمر واقدى از معمر بن راشد از زهرى از عبيد اللّه بن عبد اللّه بن ابى ثور از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * همواره در اين صدد بودم كه از عمر بن خطاب دربارهء آن دو زن از همسران رسول خدا ( ص ) كه خداوند متعال درباره‌شان فرموده است « اگر به سوى خدا توبه هم كنيد همانا به تحقيق كه دلهاى شما دگرگون گشته است » « 1 » بپرسم ، فرصتى پيش نمىآمد تا آنكه عمر حج گزارد و من هم همراهش حج گزاردم ، او ميان راه براى قضاى حاجت از راه كناره گرفت ، من هم با مشك كوچك آب از راه كناره گرفتم ، او رفت و برگشت و من از ظرف آب بر دست او ريختم و وضو گرفت ، در آن حال پرسيدم كه اى امير مؤمنان ! آن دو همسر رسول خدا كه آيهء فوق دربارهء آنان نازل شده است كيستند ؟ عمر گفت اى ابن عباس ! جاى شگفتى است كه تو ندانى ! آن دو حفصه و عايشه‌اند ، آنگاه عمر خود شروع به بيان موضوع كرد و چنين گفت كه من و يكى از همسايگانم از انصار در محلهء خاندان امية بن زيد ساكن بوديم و هر يك روز در ميان به حضور پيامبر ( ص ) مىرفتيم ، يك روز من مىرفتم و روز ديگر او مىرفت ، روزى كه من مىرفتم اخبار آن روز را از وحى كه نازل شده بود و امور ديگر براى او مىآوردم و روزى كه او مىرفت همينگونه رفتار مىكرد ، عمر گفت ما مردان قريش بر زنان خود چيره بوديم و چون پيش انصار آمديم ديديم مردمى هستند كه زنان بر مردان چيره‌اند ، همسران ما از فرهنگ انصار متأثر شدند و چنان شد كه روزى بر سر همسرم فرياد كشيدم او هم بر سر من فرياد كشيد ، از اين كار سخت شگفت كردم و آن را بسيار زشت شمردم . همسرم گفت چرا اين كار مرا زشت مىشمرى و به خدا سوگند همسران رسول خدا دهان به دهان آن حضرت مىگذارند و گاه يكى از ايشان يك روز تا شب با آن حضرت قهر مىكند و از او فاصله مىگيرد ، اين موضوع مرا به بيم انداخت و گفتم هر كدامشان اين كار را انجام دهد زيان مىكند ، جامه
هامش
( 1 ) بخشى از آيهء چهارم ، سورهء شصت و ششم - تحريم است . ابو الفتوح رازى هم در تفسير ، ج 11 ، ص 197 چاپ مرحوم شعرانى اين روايت را آورده است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 189 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد