تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
( 1 ) گيريد و زيورهاى خود را آشكار مسازيد چون آشكار ساختن پيشينيان به نادانى » « 1 » ابو سعيد تأييد كرد كه ماجرا به همين گونه بوده است . محمد بن سعد ضمن توضيح خود « فاحشه مبينة » را به معنى زنا گرفته است و افزوده است كه خداوند مىفرمايد از خانه‌هاى خود بيرون مرويد و منظور از كلمه « تبرج » را كنار نهادن روى بند دانسته است . محمد بن عمر ، از ابراهيم بن سعد ، از صالح بن كيسان از زهرى از عبد الحميد بن عبد الرحمان بن زيد بن خطاب از محمد پسر سعد بن ابى وقاص ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن خطاب از پيامبر اجازهء ورود خواست ، در آن هنگام تنى چند از زنان قريش در حضور آن حضرت بودند و با صداى بلند با رسول خدا گفتگو مىكردند و از ايشان درخواست جامه مىكردند . چون صداى عمرو را شنيدند كه اجازهء ورود مىخواهد همگى حجاب پوشيدند و پشت پرده رفتند و هنگامى كه عمر وارد شد رسول خدا مىخنديد ، عمر گفت اى رسول خدا ! خداوند همواره خندان و شادت دارد . پيامبر فرمودند از اين زنها كه پيش من هستند خنده‌ام گرفت كه چون صداى تو را شنيدند شتابان پشت پرده رفتند . عمر به آن بانوان گفت اى كسانى كه دشمن خويشتنيد آيا مرا هيبت مىداريد و رسول خدا را هيبت نمىداريد ؟ گفتند تو خشن و تندخويى و كجا با رسول خدا سنجيده مىشوى ، سپس رسول خدا فرمود سوگند به كسى كه جان من در دست اوست هر گاه شيطان ببيند كه تو راهى را مىپيمايى او راه ديگرى غير از راه تو را پيش مىگيرد . همچنين واقدى از ابو بكر بن اسماعيل بن محمد بن سعد بن ابى وقاص از پدرش از جدش ما را خبر داد كه مىگفته است * همسران رسول خدا در حضور آن حضرت بودند و از ايشان جامه مىخواستند و عمر وارد شد و چنان گفته شد .
هامش
( 1 ) اينها آيات 29 تا 32 ، سورهء سى و سوم - احزاب است . محمد بن سعد در راستاى عقايد خودش دربارهء آنان كلمهء فاحشه را به زنا معنى كرده كه مورد قبول شيعه و معتزله و گروه بسيارى از فرقه‌هاى اهل سنت نيست . ابو الفتوح آن را معصيتى دانسته كه مايهء آزار خدا و پيامبر است . در تفسير برهان آن كار را قيام و خروج عليه امام معنى كرده‌اند . زمخشرى هم در تفسير كشاف آن را به شدت رد مىكند و مىگويد ضمن تفسير آيه افك در سورهء نور به تفصيل توضيح داده است .