( 1 ) مسلمانان در اين باره از سوى خداوند متعال سرزنش شدند و حق تعالى اين آيه را نازل فرمود كه « اى كسانى كه ايمان آوردهايد بدون آنكه به شما اجازه داده شود وارد خانههاى پيامبر ( ص ) مشويد . . . » « 1 »
واقدى از گفتهء معمر و محمد بن عبد اللّه از زهرى از عروه از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * همسران پيامبر ( ص ) شبها براى قضاى حاجت به آبريزگاه مىرفتند ، عمر بن خطاب پيش از آن به پيامبر ( ص ) مىگفت همسران خود را در حجاب قرار بده و رسول خدا چنان نمىفرمود ، شبى سوده كه بانويى بلند بالا بود بيرون آمد و عمر با صداى بلند او را صدا زد و گفت اى سوده تو را شناختيم ، و اين از علاقهء عمر به نزول احكام حجاب بود . « 2 »
واقدى از عبد الرحمان بن ابى زناد و نافع از هشام بن عروه از پدرش از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * پس از مقرر شدن حجاب من و سوده براى قضاى حاجت شبانه از خانه بيرون مىرفتيم ، عايشه مىگفته است سوده بسيار بلندبالا و مشخص بود ، عمر او را ديد و شناخت و او را مورد خطاب قرار داد و گفت اى سوده ! به خدا سوگند كه از ما پوشيده نمىمانى ، عايشه گويد ، چون به حضور پيامبر ( ص ) برگشتم اين موضوع را به ايشان گفتم آن حضرت در حالى كه استخوان همراه با گوشتى در دست داشت و از آن مىخورد فرمود « خداوند براى شما اجازه فرموده است كه براى قضاى حاجت خود بيرون رويد » .
محمد بن عمر واقدى ، از اسحاق بن يحيى ، از مجاهد ، از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * احكام حجاب همسران رسول خدا ( ص ) در اين باره نازل شد كه عمر بن خطاب همراه رسول خدا غذا مىخورد دستش به دست يكى از همسران پيامبر ( ص ) خورد و حجاب مقرر گرديد .
محمد بن عمر واقدى ، از عبد الحميد بن عمران بن ابو صباح موسى بن ابى كثير از مجاهد هم همين را به ما خبر داد .
و باز همو ، از سعيد بن بشير از قتاده از ابو شيخ هنائى از ابن عباس همينگونه براى ما نقل كرد .
هامش
( 1 ) آيهء 53 ، سورهء سى و سوّم - احزاب ، پيش از اين ضمن شرح حال جناب زينب ، اين روايات را با تفصيل بيشترى آورده است .
( 2 ) به راستى كه جاى شگفتى است كه عمر اين گونه رفتار مىكند گويى به اصطلاح كاسه از آش داغتر است و توجه ندارد كه پيش از نزول حكم نبايد براى خدا و رسول خدا تعيين تكليف كرد .