( 1 ) برخاست و از خانه بيرون رفت من هم همراهش رفتم و تا در خانهء عايشه رفتيم ، پيامبر گمان برد كه آنان رفتهاند برگشت من هم در خدمتش بودم ، چون وارد خانهء زينب شد و آنان همچنان نشسته بودند ، باز برگشت و همچنان تا در خانهء عايشه رفتيم و بازگشتيم ، در اين هنگام آنان رفته بودند و رسول خدا ميان من و خودش پرده را فرو هشت و احكام حجاب نازل شد .
و باز واقدى از يحيى بن عبد اللّه بن ابى قتاده ، از اسحاق بن عبد اللّه بن ابى طلحة از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * احكام حجاب به هنگام زفاف پيامبر ( ص ) با زينب دختر جحش نازل شد و اين به سال پنجم هجرت بود و از همان هنگام همسرانش را از من در حجاب قرار داد و من پانزده ساله بودم .
همچنين واقدى ، از يحيى بن عبد اللّه بن ابى قتاده از اسحاق بن عبد اللّه بن ابى طلحة ، از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * احكام حجاب به هنگام زفاف رسول خدا با زينب دختر جحش نازل شده است ، انس مىگفته است ام سليم آميزهء خرما و كشك و روغن در كاسهيى سنگى براى رسول خدا فرستاد و آن حضرت به من فرمود برو و هر كس از مسلمانان را كه ديدى دعوت كن كه پيش من آيند ، انس مىگويد بيرون رفتم و هر كس را ديدم دعوت كردم ، آنان شروع به آمدن كردند و از همان خوراك كاسه مىخوردند و بيرون مىرفتند ، در همان حال پيامبر ( ص ) دست خود را روى كاسه نهاده بود و دعا مىكرد ، گروهى از مردم - پس از خوردن غذا - همان جا نشستند و سخن گفتن با يك ديگر را آغاز كردند ، پيامبر ( ص ) كه از تذكر دادن به ايشان آزرم مىفرمود خود از خانه بيرون رفت و آنان را در خانه باقى گذاشت و خداوند اين آيه را كه مىفرمايد اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، به خانههاى پيامبر وارد مشويد مگر اينكه به شما اجازه داده شود نازل فرمود . « 1 »
همچنين محمد بن عمر واقدى از معمر ، از ابى عثمان ، از انس ، از رسول خدا ( ص ) هم مانند همين را براى ما نقل كرده و باز واقدى از موسى بن عبيده از ابن كعب ما را خبر داد كه مىگفته است * هر گاه رسول خدا ( ص ) آهنگ خانهء خود مىفرمود گروهى بر او پيشى مىگرفتند و در خانه وارد مىشدند و مىنشستند ، با آنكه آثار ناخشنودى در چهرهء رسول خدا ديده نمىشد ولى آن حضرت از آزرم ايشان دست به خوراك و خوردن نمىيازيد ،
هامش
( 1 ) آيهء 53 ، سورهء سى و سوّم - احزاب ، پيش از اين ضمن شرح حال جناب زينب ، اين روايات را با تفصيل بيشترى آورده است .