( 1 ) اوس بن حدثان از عمر نقل مىكرده كه مىگفته است پيامبر ( ص ) براى صفيه هم مقررات حجاب را اجراء و براى او هم نوبت تعيين فرمود همانگونه كه براى ديگر همسرانش .
و همو ، از اسامة بن زيد ، از هلال بن اسامة ، از عطاء بن يسار ، از ابو هريره ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) براى صفيه رعايت حجاب را مقرر داشت و براى او هم نوبت تعيين كرد همانگونه كه براى ديگر همسرانش . « 1 »
واقدى همچنين مىگويد كه پيامبر ( ص ) از درآمد خيبر براى صفيه هشتاد شتروار خرما و بيست شتروار جو و گفته شده است گندم مقرر فرمود .
معن بن عيسى ، از هشام بن سعد ، از زيد بن اسلم ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در بيمارى خود كه در آن بيمارى رحلت فرمود همهء همسرانش را پيش خود جمع كرد ، صفيه دختر حيى گفت اى رسول خدا ! به خدا سوگند دوست مىدارم كه درد شما بر من مىبود ، زنان رسول خدا با گوشهء چشم و براى استهزاء به او نگريستند ، پيامبر ( ص ) آن حركت را ديد و فرمود ، گوشت مرده مضمضه كردند ، آنان پرسيدند به چه مناسبت ؟ فرمود از اين تمسخرى كه به دوست خود كرديد ، به خدا سوگند كه او راستگوست .
مالك بن اسماعيل و حسن بن موسى هر دو از زهير از كنانه ما را خبر دادند كه مىگفته است * من لگام استر صفيه را در دست داشتم و او را براى دفاع از عثمان مىبردم ، اشتر نخعى با او روياروى شد و بر چهرهء استر او چنان ضربهيى زد كه حيوان كژ شد ، صفيه گفت مرا برگردانيد اين مرد رسوايم نسازد . حسن بن موسى در حديث خود مىافزايد كه صفيه ميان پشت بام خانهء خود و خانهء عثمان تختهيى قرار داد كه بر روى آن آب و خوراك روانه مىكرد .
عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از يحيى بن سعيد ما را خبر داد كه مىگفته است * صفيه براى پرداخت بخشى از اموال خود به خويشاوندان يهودى خويش وصيت كرد .
ابو وليد هشام طيالسى و سعيد بن عامر هر دو از شعبه از حصين بن عبد الرحمان ما را خبر دادند كه مىگفته است * پيرمردى را ديدم گفتند اين وارث صفيه دختر حيى است ، اين پيرمرد پس از مرگ صفيه مسلمان شده بود و بدين سبب از او ارث نبرده بود .
واقدى مىگويد ، صفيه دختر يحيى به سال پنجاه هجرى و روزگار حكومت معاوية
هامش
( 1 ) مقصود از اين روايات اين است كه با صفيه به صورت برده و كنيز جنگى رفتار نشده است زيرا مقررات حجاب بيشتر براى بانوان آزاده بوده است .