تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
( 1 ) كه او مسلمان شده است و اسلامى پسنديده دارد . و باز همو ، از عبد اللّه بن ابى يحيى ، از ثبية دختر حنظله از مادرش ام سنان اسلمى ما را خبر داد كه مىگفته است * چون به مدينه رسيديم به خانه‌هاى خود نرفتيم و نخست با صفيه به خانه او رفتيم ، زنان مهاجر و انصار كه خبر او را شنيده بودند به صورت ناشناس به خانه‌اش آمدند و من ميان ايشان چهار تن از همسران رسول خدا را ديدم كه با روبند آمده بودند ، زينب دختر جحش ، حفصه ، عايشه و جويريه ، و شنيدم كه زينب به جويريه مىگويد ، اى دختر حارث ! چنين مىبينم كه اين زن به زودى از لحاظ جلب محبت رسول خدا بر همه ما چيره خواهد شد ، جويريه گفت هرگز چنين نيست او از زنان كم بهره از شوهر است . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ثابت بنانى ، از شميسة ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * در يكى از سفرهاى رسول خدا شتر صفيه بيمار شد - از حركت بازماند - قضا را زينب هم كه همراه بود شترى اضافه داشت ، رسول خدا به او فرمود شتر صفيه بيمار شده است ، كاش تو يكى از شتران خود را به او بدهى . زينب گفت من به اين زن يهودى چيزى بدهم ، گويد رسول خدا ( ص ) تمام ماه ذى حجه و محرم بلكه سه ماه از رفتن پيش او خوددارى فرمود زينب مىگفته است كار به آن جا كشيد كه نااميد شدم و سرير خود را تغيير دادم ، در همان حال يك روز ظهر متوجه سايهء حضرت شدم كه پيش مىآمد . محمد بن عمر واقدى ، از عبد اللّه بن جعفر از ابن ابى عون ما را خبر داد كه * عايشه و صفيه يك ديگر را دشنام مىدادند - عايشه در آن كار پيشگام بود - پيامبر به صفيه فرمودند هر گاه عايشه به تو فخر مىفروشد كاش به او بگويى كه پدرم هارون و عمويم موسى هستند . معن بن عيسى ، از مخرمة بن بكير از پدرش از سعيد بن مسيب ما را خبر داد كه مىگفته است * صفيه دختر حيىّ هنگامى كه آمد گوشواره زرين بزرگى بر گوش داشت و بخشى از آن را به فاطمه ( ع ) و زنانى كه همراهش بودند بخشيد . واقدى ، از ابن جريج ، از عطاء ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) براى صفيه نوبت مقرر نفرمود . و همو از ابن ابى ذئب از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * صفيه در زمرهء ديگر همسران رسول خدا ( ص ) بوده و آن حضرت براى او هم نوبت مقرر فرموده بود همانگونه كه براى همسران ديگرش . و باز همو ، از اسحاق بن يحيى از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * مالك بن
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 130 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد