تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
( 1 ) مىيافت صدقه مىداد ، و پناهگاه بينوايان بود ، خانه‌اش از او بر جاى ماند كه هنگام توسعهء مسجد النبى آن را به پنجاه هزار درم به وليد بن عبد الملك فروختند . محمد بن عمر واقدى از محمد بن عبد اللّه ، از زهرى ، از عروه ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه هنگامى كه زينب دختر جحش درگذشت مىگريست و از او ياد مىكرد و بر او رحمت مىفرستاد و چون در اين باره به او اعتراض كردند ، گفت زنى بسيار نيكو بود ، عروه مىگويد به عايشه گفتم خاله جان ! كداميك از همسران رسول خدا ( ص ) در نظر او برگزيده‌تر و محبوب‌تر بودند ؟ گفت من در اين باره چندان زياد نينديشيده‌ام ولى به هر حال زينب دختر جحش و ام سلمه در نظر رسول خدا منزلت ويژه داشتند و گمان مىكنم پس از من ! ؟ آن دو محبوب‌تر زنان آن حضرت بودند . « 1 » محمد بن عمر مىگويد ، عمر بن عثمان جحشى ، از ابراهيم بن عبد اللّه بن محمد ، از پدرش براى ما حديث كرد كه مىگفته است * از مادر عكاشة بن محصن پرسيدم زينب دختر جحش به هنگام مرگ به چند سالگى رسيده بود ؟ گفت هنگامى كه براى هجرت به مدينه آمديم او سى و چند سال داشت و به سال بيستم هجرت درگذشت . عمر بن عثمان مىافزوده است كه پدرم مىگفت زينب دختر جحش در پنجاه و سه سالگى درگذشت .

زينب دختر خزيمة

بن حارث بن عبد اللّه بن عمرو بن عبد مناف بن هلال بن عامر بن صعصعه است ، او همان است كه به ام المساكين مشهور است و به روزگار جاهلى هم به همين لقب شهره بوده است . محمد بن عمر واقدى ، از محمد بن عبد اللّه ، از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * زينب دختر خزيمه هلالى مشهور به ام المساكين - مام بىنوايان - و همسر طفيل بن حارث بن مطلب بن عبد مناف بود ، و طفيل او را طلاق داده بود . همو ما را خبر داد و گفت عبد اللّه بن جعفر از عبد الواحد بن ابى عون براى ما نقل كرد
هامش
( 1 ) اين گونه سخنان عايشه همچون سخنان همه هووها نسبت به يك ديگر است كه خود را از همه محبوبتر مىدانند .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 118 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد