تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
( 1 ) بن جذيمه به همسرى گرفت كه در جنگ مريسيع كشته شد . « 1 » محمد بن عمر واقدى از عبد اللّه بن زيد بن قسيط از پدرش ، از محمد بن عبد الرحمان بن ثوبان ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا زنان بنى مصطلق را به اسيرى گرفت و پس از آنكه خمس اموال را استخراج كرد غنايم را ميان مردم تقسيم فرمود . براى هر مرد يك سهم و براى اسب دو سهم منظور كرد ، جويريه دختر حارث بن ابى ضرار در سهم ثابت بن قيس بن شمّاس انصارى قرار گرفت ، جويريه همسر يكى از عموزادگان خود به نام صفوان بن مالك بن جذيمه ذو الشفر بود كه كشته شد ، ثابت بن قيس با جويريه پيمان نامه نوشت كه جويريه با پرداخت نه وقيه - زر - آزاد شود . عايشه مىگويد جويريه بانويى شيرين و بانمك بود و هر كس او را مىديد شيفته‌اش مىشد ، هنگامى كه پيامبر ( ص ) پيش من بودند ناگاه جويريه به حضور ايشان آمد تا براى پرداخت تعهد خويش از ايشان يارى جويد ، به خدا سوگند همين كه او را ديدم آمدنش را به حضور پيامبر ناخوش داشتم كه مىدانستم رسول خدا هم همان زيبايى را كه من در جويريه مىديدم خواهد ديد . جويريه گفت اى رسول خدا ! من جويريه دختر حارثم كه سالار قوم خود بود و بر سر من آن آمده است كه خود مىدانى ، من در سهم ثابت بن قيس قرار گرفتم و او با من پيمان آزادى در برابر پرداخت نه وقيه نوشته است ، براى آزاد شدنم مرا يارى ده ، رسول خدا فرمود آيا مىتوانم كارى بهتر از اين انجام دهم ؟ جويريه پرسيد چه كارى ؟ فرمود تعهدت را مىپردازم و تو را به همسرى مىگيرم ، گفت آرى و چه نيكوست . پيامبر فرمودند اين كار را انجام دادم ، چون اين خبر به مردم رسيد گفتند شايسته نيست كه خويشاوندان سببى رسول خدا به اسيرى گرفته شوند و اسيران بمصطلق را كه در دست داشتند آزاد كردند و بركت آزادى آنان كه به فرخندگى ازدواج جويريه با رسول خدا ( ص ) بود صد خانواده را در بر گرفت و من - عايشه - زنى پربركت‌تر از او نسبت به قوم خودش نديده‌ام و اين موضوع به هنگام بازگشت رسول خدا از جنگ مريسيع بود . محمد بن عمر واقدى ، از منصور بن ابى اسود و سفيان بن عيينة از زكرياء از شعبى ما را خبر دادند كه مىگفته است * جويريه كنيز بود رسول خدا ( ص ) نخست او را آزاد و سپس با او ازدواج فرمود .
هامش
( 1 ) اين جنگ در ماه شعبان سال پنجم هجرى بوده است واقدى ضمن اخبار اين جنگ خبر جويريه را هم با تفاوتهاى اندكى آورده است . به ترجمه مغازى واقدى ، ص 306 به قلم اين بنده مراجعه فرماييد .