تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
( 1 ) محمد بن عمر واقدى ، از عبد الحكيم بن عبد اللّه بن ابى فروة ما را خبر داد كه مىگفته است * از عبد الرحمان اعرج در مجلس درس او در مدينه شنيدم كه مىگفت پيامبر ( ص ) از درآمد خيبر براى زينب دختر جحش هشتاد شتروار خرما و بيست شتروار گندم و گفته‌اند جو مقرر فرمود . همو ، از محمد بن عبد اللّه برادرزادهء زهرى از زهرى از سالم از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) روزى كه با همسران خود نشسته بود خطاب به آنان فرمود از ميان شما آن كس كه دستش از ديگران بلندتر است شتابان‌تر به من خواهد پيوست ، آنان درازى دستهاى خود را نسبت به يك ديگر مىسنجيدند ، و حال آنكه مقصود رسول خدا فراوانى صدقه دادن بود ، زينب بانويى بخشنده و هنرمند بود كه درآمد خود را صدقه مىداد و همو پس از رحلت رسول خدا زودتر از همهء همسرانش به آن حضرت پيوست . و همو ، از موسى بن محمد بن عبد الرحمان بن عبد اللّه بن حارثة بن نعمان ، از پدرش و او از مادرش عمره از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * خداوند زينب دختر جحش را رحمت فرمايد كه در اين جهان به شرفى رسيد كه هيچ شرفى به آن نمىرسد ، خداوند خود در اين جهان او را به همسرى پيامبر ( ص ) درآورد و قرآن اين موضوع را بيان كرده است و پيامبر ( ص ) در حالى كه ما برگرد آن حضرت بوديم خطاب به ما فرمود « كسى از شما زودتر به من پيوندد كه دستش بلندتر باشد » و بدين گونه رسول خدا او را به سرعت پيوستن به خويش مژده داد و زينب در بهشت نيز همسر آن حضرت خواهد بود . اسماعيل بن عبد اللّه بن ابى اويس از گفتهء پدرش از يحيى بن سعيد از عمره دختر عبد الرحمان انصارى از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر خطاب به همسران خود فرمود « آن كس از ميان شما كه دستش بلندتر است زودتر از پى من خواهد آمد ، عايشه مىگويد پس از رحلت رسول خدا هر گاه در خانه‌هاى يك ديگر جمع مىشديم كنار ديوار مىايستاديم و دستهايمان را بلند مىكرديم و اندازه مىگرفتيم و اين كار را همواره انجام مىداديم تا آنكه زينب دختر جحش كه خدايش رحمت كناد درگذشت او بانويى نسبتا كوته قامت بود و از ما بلندقامت‌تر نبود ، در آن هنگام متوجه شديم كه رسول خدا مقصودش از بلندى دست صدقه بوده است و زينب بانويى خوش دست و پنجه بود دباغى و خياطى مىكرد و درآمدش را در راه خدا صدقه مىداد . يزيد بن هارون و فضل بن دكين و وكيع بن جراح و عبد اللّه بن نمير همگى از گفتهء