( 1 ) من هم همراهش بازآمدم ، در اين هنگام آن چند تن برخاسته و رفته بودند ، پيامبر ( ص ) ميان من و خود پرده را فرو هشت و آيهء حجاب نازل شد .
يزيد بن هارون ، از حميد طويل ، از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در عروسى با زينب سور و وليمه داد و مسلمانان را با نان و گوشت سير فرمود ، و همانگونه كه در ديگر ازدواجهاى خود انجام مىداد رفتار فرمود يعنى به خانههاى ديگر همسران خود مىرفت و بر آنان سلام مىداد و براى ايشان دعا مىفرمود و آنان هم بر آن حضرت سلام مىدادند و دعا مىكردند .
سليمان بن حرب ، از حماد بن زيد ، از ثابت از انس ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) دربارهء هيچ يك از ازدواجهاى خود چنان وليمه نداد كه در ازدواج با زينب ، كه در مورد او گوسپندى كشت و وليمه داد .
حجاج بن محمد از ابن جريج ما را خبر داد كه مىگفته است * عطاء چنين مىپنداشت كه از عبيد بن عمير شنيده كه مىگفته است از عايشه شنيده كه مىپنداشته و مىگفته است پيامبر ( ص ) پيش زينب دختر جحش و در خانهء او بيشتر درنگ مىفرموده و همان جا شربت عسل مىنوشيده است ، من و حفصه با يك ديگر تبانى كرديم و گفتيم رسول خدا ( ص ) پيش هر كدام ما آمد بايد به او بگوييم كه بوى ناخوش شكوفههاى خاربن از شما به مشام مىرسد ، گويد رسول خدا ( ص ) پيش يكى از آن دو رفت و آن زن همان سخن را گفت ، پيامبر فرمود چنين نبوده است بلكه شربت عسلى در خانهء زينب دختر جحش نوشيدهام و ديگر هرگز اين كار را تكرار نخواهم كرد ، و آيهء نخست سورهء تحريم تا آيهء چهارم آن سوره كه مىفرمايد « اى پيامبر چرا چيزى را كه خداوند براى تو حلال و روا دانسته است حرام مىدارى - تا آن جا كه مىفرمايد - شما دو زن اگر به سوى خدا توبه هم آوريد همانا كه دلهايتان دگرگون شده است » در اين باره نازل شده است و مقصود از آن دو زن عايشه و حفصهاند و منظور از رازى كه آن حضرت به يكى از همسران خود اظهار داشته و او آن را فاش كرده است همان جمله رسول خداست كه فرموده است « بلكه شربت عسلى نوشيدهام » « 1 »
هامش
( 1 ) با اندك دقت در آيهء بعد كه مىفرمايد « اگر شما دو زن بخواهيد بر رسول خدا چيرگى كنيد و پشت به پشت يك ديگر بدهيد . . . » روشن مىشود كه رازى كه آن دو فاش كردهاند فراتر از اين حرفهاست براى آگهى بيشتر به شيخ طوسى ، تفسير تبيان ، ج 10 ، ص 46 ، و تفسير برهان ، ج 4 ، ص 352 مراجعه فرماييد .