( 1 ) گويد از گفتهء يحيى بن سعيد ، از سفيان ، از ابو قيس عبد الرحمان بن ثروان اودى مرا خبر دادند كه مىگفته است * از علقمه مسألهيى پرسيدم و ابراهيم پيش او بود و جوان تازه به بلوغ رسيدهيى ديده مىشد .
گويد از گفتهء عبد الرحمان بن مهدى ، از حماد بن زيد ، از ابو حكم ، از ميمون بن مهران مرا خبر دادند كه مىگفته است * ابراهيم را ديدم و گفتمش اين ستيزگرى چيست كه در بارهء تو از آن آگاه شدهام .
گويد از گفتهء يحيى بن سعيد مرا خبر دادند كه مىگفته است * ابراهيم نخعى همراه ابن اشعث نبوده است . [ 1 ]
گويد محمد بن عبد الله انصارى از گفتهء ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن ابراهيم رداى سرخى ديد كه رنگش پريده بود ، درخشندگى نداشت .
گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از سفيان ، از مغيره ، از خود ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است * دنبالهء عمامه را از پشت سرش مىآويخته است .
گويد مؤمل بن اسماعيل ، از سفيان ، از اعمش ما را خبر داد كه مىگفته است * در دست ابراهيم انگشترى آهنى ديدم .
گويد عبيد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از اعمش ما را خبر داد كه مىگفته است * انگشتر ابراهيم آهنى و در دست چپ او بود .
گويد احمد بن عبد الله بن يونس هم ، از گفتهء زائده ، از اعمش ما را خبر داد كه مىگفته است * انگشترى ابراهيم نخعى در دست چپ او بوده است . [ 2 ]
گويد فضل بن دكين ، از گفتهء سفيان ، از منصور ما را خبر داد كه مىگفته است * نقش انگشترى ابراهيم اين جمله بوده است « ذباب للّه و نحن للّه » [ 3 ] گويد فضل بن دكين ، از اسرائيل ، از ابو الهيثم ما را خبر داد كه مىگفته است * چيزى از اموال همسر نخست ابراهيم كه مرده بود پيش او بود . ابراهيم به من وصيت كرد كه آن را
هامش
[ 1 ] . يعنى در جنگ دير جماجم شركت نداشته است . با اين همه همواره ترسان از حجاج ناپاك بوده است .
[ 2 ] . هر قدر اهل سنت در روايات خود اصرار دارند كه انگشترى در دست چپ باشد ، شيعيان اصرار دارند كه انگشترى در دست راست باشد و يكى از شعارهاى شيعه همين است .
[ 3 ] . كلمه ذباب داراى معانى متفاوت است . مگس ، زنبور عسل ، شومى ، ديوانگى ، طاعون و كنايه از ضعف و ناتوانى و ستيزگرى هم هست و به معنى لبه تيز شمشير هم آمده است . انتخاب معنى مناسب دشوار است . آيا مگسى هم از خداست و ما هم از او بيم درست است ؟ راهنمايى اهل فضل مايه سپاس است .