تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
( 1 ) زندگى خواهد بود - از آراء او پس از مرگش بيشتر بهره برده خواهد شد . گويد جرير بن عبد الحميد ضبّى ، از مغيره ، از شعبى ما را خبر داد كه مىگفته است * ابراهيم پس از مرگ فقيه‌تر از روزگار زندگى خواهد بود . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ما را خبر داد و گفت از ابو بكر بن عياش شنيدم كه مىگفت * ابراهيم نخعى حدود پنجاه سال زندگى كرد . محمد بن سعد مىگويد و كسى جز او گفته است كه همگى در اين باره اتفاق دارند كه * ابراهيم به سال نود و شش به روزگار خلافت وليد بن عبد الملك در كوفه به چهل و نه سالگى درگذشته و به پنجاه سالگى نرسيده است . از سوى ديگر مرا خبر رسيده است كه يحيى بن سعيد قطّان مىگفته است * ابراهيم در پنجاه و چند سالگى درگذشته است . گويد ابو نعيم مىگفته است * از پسر دختر ابراهيم در باره تاريخ مرگ ابراهيم پرسيدم ، گفت : چهار يا پنج ماه پس از مرگ حجاج درگذشت . ابو نعيم مىگويد : گويا آغاز سال نود و ششم درگذشته است .

ابراهيم تيمى

او پسر يزيد بن شريك از قبيلهء تيم الرباب و كنيه‌اش ابو اسماء است . گويد يزيد بن هارون ، از عوّام بن حوشب ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن ابراهيم تيمى رداى سرخ ديدم و به خانه‌اش رفتم و فرش و پرده سرخ ديدم . گويد اسحاق بن يوسف ازرق هم از گفته عوام بن حوشب ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن ابراهيم تيمى رداى سرخ ديدم . گويد على بن محمد ما را خبر داد و گفت * سبب زندانى شدن ابراهيم تيمى آن بود كه حجاج كسى را براى گرفتن ابراهيم نخعى فرستاد و آن شخص پيش ابراهيم تيمى آمد و گفت : ابراهيم را مىخواهم . ابراهيم تيمى با آنكه مىدانست كه او در جستجوى ابراهيم نخعى است روا ندانست كه او را به ابراهيم نخعى راهنمايى كند و گفت : من ابراهيم هستم .