( 1 ) دادند كه مىگفتهاند * شركت در جنگ جماجم را خوش نمىداشتهاند .
گويد مالك بن اسماعيل ، از شريك ، از مغيرة ما را خبر داد كه مىگفته است * در خانهء ابراهيم آواى زنگوله شنيدم .
گويد مالك بن اسماعيل ، از اسرائيل ، از مغيرة ما را خبر داد كه * چون به ابراهيم مىگفتهاند چگونهاى يا چگونهايد ؟ مىگفته است : قرين نعمت خداوند .
گويد مالك بن اسماعيل ، از عبد السلام بن حرب ، از خلف ، از گفتهء كسى كه خود از ابراهيم شنيده بود خبر داد كه مىگفته است * هيچ گاه اين آيه را نمىخوانم « و ميان ايشان و آنچه مىخواهند جدايى افكند شد » [ 1 ] مگر اينكه آب سرد را به ياد آورم .
گويد قبيصة بن عقبه ، از گفتهء سفيان ، از اعمش ما را خبر داد كه مىگفته است * چه بسا كه ابراهيم را مىديدم نماز مىگزارد و سپس پيش ما مىآيد و ساعتى از روز را پيش ما درنگ مىكرد گويى بيمار بود .
گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از فضيل بن غزوان ، از ابو معشر ، از ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است * اگر جنگ با كسى از اهل قبله را روا بدارم ، همانا كه جنگ به اين گروه خشبيه را روا مىدارم . [ 2 ]
گويد معلّى بن اسد ، از عبد العزيز بن مختار ، از خالد حذّاء ، از ابو معشر ما را خبر داد كه مىگفته است * روز جمعه ابراهيم را ديدم كه توجهى به امام جمعه نداشت و هر گاه خطبه را نمىشنيد با خود تسبيح مىگفت .
گويد معلّى بن اسد ، از گفتهء ابو حبيب بيهس ، از نهشل ، از حماد بن ابى سليمان ما را خبر داد كه مىگفته است * ابراهيم نخعى از كنار گروهى گذشت بر ايشان سلام نكرد . آنان اين كار را زشت شمردند . هنگامى كه پيش آنان برگشت يكى از ايشان گفت : اى ابو عمران ! از كنار ما گذشتى و بر ما سلام ندادى . گفت : ديدم سرگرم هستيد خوش نداشتم حواستان را پرت كنم .
گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از سفيان ، از منصور ما را خبر داد كه مىگفته است * موضوع لعنت كردن حجاج يا برخى از ستمگران را به ابراهيم يادآور شدم - در آن باره
هامش
[ 1 ] . بخشى از آيه پنجاه و چهارم ، سوره 34 ، سبا .
[ 2 ] . يعنى پيروان مختار ثقفى ، براى آگهى بيشتر به لسان العرب ، ذيل كلمه خشب مراجعه فرماييد .