( 1 ) شوم براى من خوشتر از اين است كه عثمان را به بدى ياد كنم - دشنامش دهم . [ 1 ]
گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از گفتهء مندل و يحيى بن حماد ، از گفتهء ابو عوانة همگى ، از اعمش ما را خبر دادند كه * چون ابراهيم از جاى بر مىخاسته سلام مىداده است . اعمش مىگفته است اگر از او در آن هنگام چيزى مىپرسيديم سلام را تكرار و سخن را به آن ختم مىكرد .
گويد مومل بن اسماعيل و عارم بن فضل هر دو ، از حماد بن زيد و او از گفتهء شعيب بن حبحاب ما را خبر دادند كه مىگفته است * هنيدة همسر ابراهيم به من گفت كه ابراهيم روزى روزه مىگرفت و روزى روزه مىگشود .
گويد موسى بن اسماعيل ، از ابو عوانه ، از ابو مسكين ما را خبر داد كه مىگفته است * ابراهيم خوش مىداشته كه در خانهاش خرما وجود داشته باشد و هر گاه كسى به خانهاش مىآمده است اگر چيزى نداشته مىگفته است خرما براى ما بياوريد و چون گدايى بر در خانه مىآمده او را خرما مىداده است .
گويد فضل بن دكين ما را خبر داد و گفت معاوية بن عبد الله يمامى ما را حديث كرد و گفت طلحه مرا خبر داد كه ابراهيم يا عبد الرحمان و گمان بيشترم آن است كه گفت [ 2 ] * ابراهيم چنان بود كه شبها هنگامى كه مردم به بستر مىرفتند حله پاكيزه و نو بر تن مىكرد و عطر بر خود مىزد و تا سپيدهدم يا نزديك آن از نمازگاه خود بيرون نمىآمد و چون صبح مىشد آن جامه را از تن خويش بيرون مىآورد و جامهء ديگر مىپوشيد .
گويد فضل بن دكين و محمد بن عبد الله اسدى هر دو ، از سفيان ، از حسن بن عمرو ما را خبر دادند كه * ابراهيم در حالى كه ترسان بوده است از شركت در نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان خوددارى مىكرده است .
گويد فضل بن دكين ، از ابو اسماعيل ، از فضيل ما را خبر داد كه مىگفته است * در حالى كه ابراهيم در خانهء ابو معشر مخفى شده بود براى حماد اجازه گرفتم كه پيش او برود .
گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از سعيد بن صالح اشجّ ، از حكيم بن جبير ما را خبر داد
هامش
[ 1 ] . درباره اين روايت و روايت پيشين به فشار سخت حكومت در بارهء برترى ابو بكر و عمر بر على ( ع ) و جلوگيرى از دشنامدادن به عثمان توجه خواهيد داشت .
[ 2 ] . ملاحظه مىفرماييد كه نشانه كمال دقت راويان در نقل حديث است .