تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
( 1 ) آتشت كنم . آن گاه فرياد بر آورد شمشير آب داده و پهن بياوريد . مسلم اعور كه شمشير حنفى پهنى همراه داشت برخاست و گردن سعيد را زد . حسن بصرى مىگفته است : جاى شگفتى از سعيد بن جبير است كه با حجاج به هنگامى كه درست نبود جنگ كرد و فرمان به جنگ با او داد و سپس گريخت و به مكه رفت و نتوانست خويشتن‌دار باشد ! ! گويد محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت * سعيد بن جبير به سال نود و چهار در چهل و نه سالگى كشته شد . گويد زهير پدر خيثمة بن زهير ، از گفتهء جرير ، از و اصل بن سليم از گفتهء عبد الله پسر سعيد بن جبير ما را خبر داد كه مىگفته است * سعيد بن جبير در چهل و نه سالگى كشته شد . [ 1 ] گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از ابو بكر بن عياش ، از اعمش ، يا از مغيرة از ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است * در حضور ابراهيم سخن از سعيد بن جبير به ميان آمد ، گفت : مردى بود كه خود را ميان مردم نامور و آشكار ساخت . يكى از آن دو راوى مىگويد و به ابراهيم گفته شد سعيد بن جبير كشته شد ، گفت : خدايش رحمت كناد كه كسى چون خود بر جاى نگذاشت - جانشينى نداشت . گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از سفيان ، از عمرو بن ميمون بن مهران ، از ميمون بن مهران ما را خبر داد كه مىگفته است * سعيد بن جبير درگذشت و بر روى زمين هيچ مردى نبود مگر آنكه نيازمند به سعيد بود . گويد عبد الرحمان بن مهدى ، از عبد الواحد ، از وقاء بن اياس ما را خبر داد كه مىگفته است * عزرة را ديدم كه كتاب تفسيرى در دست داشت و همراه قلم و دوات پيش سعيد بن جبير آمد و شد مىكرد كه مطالب را تغيير دهد . گويد ضحّاك بن مخلد ، از عبد الله بن مسلم بن هرمز ، ما را خبر داد كه * سعيد بن جبير خم شدن به جلو و جنبش كردن در نماز را براى آدمى خوش نمىداشت ، و هر گاه او را در حال نماز ديدم استوار همچون ميخ بود .
هامش
[ 1 ] . حجاج چهل روز پيش از مرگ خود ، سعيد را كشت و چون سر بريده سعيد شروع به لا إله الا الله گفتن كرد ، حجاج گرفتار جنون شد و همواره هذيان مىگفت كه اى پسر جبير ! مرا با تو چه كار بود . به ترجمه اخبار الطوال دينورى ، به قلم اين بنده ، تهران ، نشر نى ، 1364 ش ، ص 371 و ترجمه نهاية الارب ، ج 6 ، به قلم اين بنده ، تهران ، امير كبير 1364 ش ، ص 353 مراجعه فرماييد .