( 1 ) گويد سفيان بن عيينة ، از سالم بن ابى حفصة ما را خبر داد كه * چون حجاج به كشتن سعيد بن جبير فرمان داد ، سعيد گفت : رهايم كنيد تا دو ركعت نماز بگزارم .
گويد فضل بن دكين ، از معاوية بن عمار دهنى ، از عبد الملك بن عمير ما را خبر داد كه مىگفته است ، سعيد بن جبير مىگفت * حجاج را از دير باز ديدم كه پيش ابن عباس جاى مرا تنگ كرده بود ، مزاحم من بود .
گويد وكيع بن جراح ، از فطر ما را خبر داد كه مىگفته است * سعيد بن جبير را ديدم كه موهاى ريش او سپيد بود .
عبد الله بن نمير هم از فطر ما را خبر داد كه مىگفته است * سعيد بن جبير را ديدم كه موهاى سر و ريش او سپيد بود .
گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * سپيدى موى ريش سعيد بسيار بود .
گويد عارم بن فضل و مالك بن اسماعيل هر دو ، از حماد بن زيد ، از ايوب ما را خبر دادند كه مىگفته است * از سعيد بن جبير در بارهء خضاب بستن با وسمه پرسيدند ، آن را زشت دانست و گفت : خداوند بر چهره بندهاش جامه نور - سپيدى موى ريش - مىپوشاند و سپس با سياهى آن را خاموش مىكند .
گويد وكيع بن جراح ، از اسماعيل بن عبد الملك ما را خبر داد كه مىگفته است * بر سر سعيد بن جبير عمامهيى سپيد ديدم .
گويد وكيع بن جراح ، و فضل بن دكين ، از ابو شهاب موسى بن نافع ما را خبر دادند كه مىگفته است * سعيد بن جبير را ديدم در بالاپوش كلاهدار خود نماز مىگزارد و دستهاى خود را از آن بيرون نمىآورد .
گويد وكيع ، از گفتهء ابو شهاب موسى بن نافع ما را خبر داد كه مىگفته است * سعيد بن جبير را در نماز مستحبى ديدم جامهء خود را كه ملافهيى دو تخته و لفافدار بود فرو هشته بود .
گويد وكيع ، از اسماعيل بن عبد الملك ما را خبر داد كه مىگفته است * بر سر سعيد بن جبير عمامه سپيد ديدم .
گويد فضل بن دكين ، از عمر بن ذر ما را خبر داد كه مىگفته است از پدرم شنيدم كه مىگفت * سعيد بن جبير در جامهء نقش و نگاردار محرم مىشد . عمر بن ذر ، در پى اين حديث افزوده است كه پدر من هم در جامه و طيلسان نقش و نگاردار محرم مىشد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 722
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧٢٢