( 1 ) گويد ابو الوليد هشام طيالسى ، از ابو عوانه ، از اسماعيل بن سالم ، از حبيب بن ابى ثابت ما را خبر داد كه مىگفته است * در فتنهء ابن اشعث ، مطر بن ناجيه ، سعيد بن جبير را به جمعآورى زكات و خراج ده يك حق گذر قايقها بر آبراهه كوفه گماشت . حبيب مىگويد :
سعيد سوار شد من هم سوار شدم و كنار لنگرگاه رفتيم . چون آن جا رسيديم مردى پيش ما آمد كه پيش از آن براى كسى كه پيش از سعيد بن جبير عهدهدار آن كار بود با ابزار خود قايقها را بررسى مىكرد . ابزار كار او هم همراهش بود . آن مرد وارد قايق شد ، سعيد به او گفت : فاصله بگير و كنار برو و او را از قايق بيرون كرد . آن گاه سعيد نگريست و افراد غير مسلمان را كه اهل ذمه بودند معاف داشت و از آنان چيزى نگرفت و عقيده نداشت كه پرداخت يك دهم بر عهده ايشان باشد . و سپس به مسلمانان نظر كرد و زكات چيزهايى را كه همراه داشتند گرفت .
محمد بن سعد مىگويد : گفتهاند سعيد بن جبير هم همراه قاريان قرآن بر حجاج خروج كرد و در جنگ دير جماجم حاضر شد .
گويد سعيد بن محمد ثقفى ، از زبرقان اسدى ما را خبر داد كه مىگفته است * در جنگ دير جماجم از سعيد بن جبير پرسيدم من بردهام و صاحب من همراه حجاج است ، آيا اگر در اين جنگ كشته شوم مىترسى بر من گناهى باشد ؟ گفت : نه ، جنگ كن كه اگر صاحب تو هم اين جا بود خودش همراه تو جنگ مىكرد .
گويد موسى بن اسماعيل ، از عمارة بن زاذان ، از ابو الصهباء ما را خبر داد كه مىگفته است * به سعيد بن جبير گفتند كه حسن بصرى مىگويد تقيه در اسلام واجب است . سعيد گفت : در اسلام تقيه نيست . گويد : گمان مىكنم سال بعد او را گرفتند و گرفتار شد .
محمد بن سعد مىگويد : هنگامى كه همراهان ابن اشعث شكست خوردند و گريختند ، سعيد بن جبير از ديرجماجم گريخت و خود را به مكه رساند .
گويد عارم بن فضل و سليمان بن حرب هر دو ، از حماد بن زيد ، از يحيى بن عتيق ، از محمد بن سيرين ما را خبر دادند كه مىگفته است * سعيد بن جبير سادهدل بود كه آن كارها را كرد بعد به مكه آمد و براى مردم فتوى مىداد .
گويد سليمان بن حرب ، از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است حفص بن خالد مىگفته است كسى كه خود شنيده بود براى من نقل كرد كه * چون سعيد بن جبير را گرفتند ، گفت : در اين سرزمين محترم خدا - مكه - كسى بر ضد من سخنچينى كرده است ،
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 718
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧١٨