تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
( 1 )

ابو بردة پسر ابو موسى اشعرى

نامش عامر و نام پدرش عبد الله و او پسر قيس است . [ 1 ] گويد محمد بن عبيد عبدى ، از معمر ، از گفتهء سعيد پسر ابو بردة ، از خود ابو بردة ما را خبر داد كه مىگفته است * پدرم مرا پيش عبد الله بن سلام گسيل داشت كه از او دانش بياموزم . چون پيش او رفتم پرسيد تو كيستى ؟ چون آگاهش ساختم مرا خوش آمد گفت . گفتم : پدرم مرا به حضور تو فرستاده است كه از تو بپرسم و بياموزم . گفت : اى برادر زاده شما در سرزمين بازرگانان زندگى مىكنيد ، هر گاه از كسى طلب داشتى اگر بار كاهى براى تو فرستاد آن بار كاه را مپذير كه رباست . گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ليث ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو برده براى ما نقل كرد و گفت : به مدينه آمدم و عبد الله بن سلام را ملاقات كردم . گفت : آيا نمىخواهى به خانه‌يى بيايى كه حضرت ختمى مرتبت به آن خانه آمده است و نمىخواهى در خانه‌يى نماز بگزارى كه آن حضرت در آن نماز گزارده است - يعنى خانه عبد الله بن سلام - و ما خرما و آرد تف داده بخورانيمت ؟ گويد ، عبد الله بن سلام مرا گفت : اى برادرزاده تو در سرزمينى زندگى مىكنى كه رباخوارى در آن با آنكه به ظاهر سخت پوشيده است ولى آشكارا به آن عمل مىشود . مگر ميان شما كسانى نيستند كه چون وامى به كسى مىدهند و هنگام پرداخت آن فرا مىرسد شخص وام‌دار با بارى گندم يا پشته‌يى علوفه پيش او مىآيد ؟ همين ربا و رباخوارى است . گويد يعقوب بن اسحاق حضرمى ، از ابو عوانه ، از مهاجر پدر حسن بن مهاجر ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو وائل و ابو برده سرپرست بيت المال بودند . ابو نعيم - يعنى فضل بن دكين - گفته است كه * پس از شريح ابو برده عهده‌دار قضاوت كوفه شده است . گويد فضل بن دكين ، از يزيد بن مردانيّه ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو برده را سوار بر مركبى ديدم و قرآنى از گردن مركب آويخته بود .
هامش
[ 1 ] . ابو بردة از منحرفان از حضرت امير المؤمنين على عليه السلام است و بغض آن حضرت را از پدر ميراث برده است . به شرح خطبه 56 در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد يا به جلوه تاريخ در نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 267 مراجعه فرماييد .