( 1 ) او را به خدا وامىگذارم .
محمد بن سعد مىگويد : كسى كه سعيد بن جبير را گرفته است خالد بن عبد الله قسرى بوده كه از سوى وليد بن عبد الملك حاكم مكه بوده است . خالد ، سعيد را پيش حجاج گسيل داشت .
گويد موسى بن اسماعيل ، از عبد الله بن مروان ، از شريك ، از هشام دستوائى ما را خبر داد كه مىگفته است * سعيد بن جبير را ديدم در حالى كه بسته به زنجير بود طواف مىكرد و او را ديدم و همين نفر بسته به زنجير بود كه به كعبه در آمد .
گويد يزيد بن هارون ، از گفتهء عبد الملك بن ابى سليمان ما را خبر داد كه مىگفته است * خالد بن عبد الله قسرى - حاكم مكه - صداى زنجير شنيد و پرسيد اين چيست ؟ گفتند :
سعيد بن جبير و طلق بن حبيب و ياران آن دو هستند كه بر گرد كعبه طواف مىكنند . گفت :
طواف ايشان را قطع كنيد .
گويد عبيد الله بن موسى ، از گفتهء ربيع بن ابى صالح ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه سعيد بن جبير را گرفته بودند كه پيش حجاج بياورند ، به ديدار سعيد رفتم ، مردى از حاضران گريست . سعيد گفت : چه چيز تو را به گريه انداخته است ؟ گفت : آنچه بر سر تو آمده است . سعيد گفت : گريه مكن ، در علم خدا مقدر بوده است كه چنين شود و سپس اين آيه را تلاوت كرد « هيچ مصيبتى در زمين و در نفسهاى شما نرسد مگر آنكه پيش از آنكه نفسهاى شما را بيافرينيم در كتابى مقرر شده است ، و همانا كه اين بر خدا آسان است » . [ 1 ]
گويد محمد بن عبيد ما را خبر داد و گفت از پير مردى شنيدم كه مىگفت * به هنگامى كه سعيد را در حالى كه با دو ريسمان بسته بود پيش حجاج آوردند من هم پيش او نشسته بودم . حجاج ساعتى با سعيد سخن گفت و سپس به نگهبان گفت : او را ببر و گردن بزن .
چون نگهبان او را برد ، سعيد به او گفت : بگذار دو ركعت نماز بگزارم و رو به قبله كرد .
حجاج از نگهبان پرسيد چه مىگويدت ؟ گفت : مىگويد بگذار دو ركعت نماز بگزارم .
حجاج گفت : فقط بايد روى به خاور نماز بخواند . سعيد گفت : « هر كجا روى كنيد همان جا روى خداست » [ 2 ] و پس از آن گردن خود را دراز كرد و دژخيم آن را زد .
هامش
[ 1 ] . آيه بيست و دوم از سوره 57 - حديد .
[ 2 ] . بخشى از آيه يكصد و پانزده سوره 2 - بقره .