تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
( 1 ) گواهى مىدهم كه حدود سيصد تن از ياران پيامبر ( ص ) كه اهل آمد و شد در اين مسجد هستند در عروسيها سبوهاى نبيذ مىآشاميدند . گويد فضل بن دكين ، از ابو اسرائيل ما را خبر داد كه مىگفته است * خودم شعبى را ديدم كه در حجره كوچكى كه كنار در فيل قرار دارد قضاوت مىكرد . گويد فضل بن دكين ، از گفته ابو اسامه ما را خبر داد كه مىگفته است * يكى از وام‌داران خودم را كه چند درم از او طلب داشتم پيش شعبى بردم . شعبى به او گفت : اگر وام اين شخص را نپردازى و او بار ديگر تو را اين جا بياورد تو را به زندان خواهم افكند ، هر چند پسر عبد الحميد باشى . محمد بن سعد در پى اين حديث افزوده است كه منظور عبد الحميد بن عبد الرحمان بن زيد بن خطّاب است كه از سوى عمر بن عبد العزيز به اميرى عراق گماشته شده بود . و او قضاوت كوفه را به عامر شعبى واگذار كرده بود . [ 1 ] گويد وكيع بن جراح ، از حسن بن صالح ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * بر سر شعبى عمامه‌يى سپيد ديدم كه يك سوى آن آويخته بود و شعبى آن را جمع نمىكرد . گويد عمر بن شبب مسلى ، از گفتهء پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن شعبى ملحفه‌يى سرخ ديدم كه سرخ پررنگ و تند بود . گويد عبد الله بن ادريس ما را خبر داد و گفت از ليث شنيدم كه مىگفت * بر تن شعبى ملافه‌يى ديدم و نفهميدم كه آن ملافه سرخ‌تر است يا رنگ ريش او . گويد حجاج بن نصير ، از اسود بن شيبان ما را خبر داد كه مىگفته است * شعبى را در كوفه ديدم كه تن پوشى سرخ بدون رداء بر تن داشت و عمامه‌يى گلفام از پارچه‌هاى يمنى داشت كه به صورت معجر بر سرش پيچيده بود . و در آن هنگام كه او را ديدم قضاوت كوفه را بر عهده داشت و در مسجد قضاوت مىكرد . گويد فضل بن دكين ، از فطر ما را خبر داد كه مىگفته است * شعبى را ديدم كه با حنا ريش خود را رنگ مىكرد . گويد عمرو بن هيثم ما را خبر داد و گفت * از معرف بن و اصل پرسيدم آيا شعبى
هامش
[ 1 ] . به نوشته زامباور در معجم الانساب ، ص 95 عبد الحميد از سال 99 تا سال 102 هجرى نايب يزيد بن مهلب بر كوفه بوده است نه اينكه امير عراق باشد . با اين همه سخن محمد بن سعد را بر گفته زامباور بايد برترى داد .