( 1 ) سرخ بر سر آن بود كنار پيكرش بود . پيكر مردى ديگر آن جا بود كه موهاى سر و ريش او سپيد و داراى گيسوان سپيد بود . كنار او لوحى نهاده و با خط حميرى بر آن نوشته بود :
« به نام تو اى پروردگار حمير ، من حسان بن عمرو هستم ، مهتر يمن هر چند كه مهترى جز خداوند وجود ندارد . با كامرانى و آرزوى بر آورده زيستم و در هنگامه وخزهيد درگذشتم ، و چه هنگامهيى بود كه در آن دوازده هزار مهتر نابود شدند و من كه آخرين مهتر بودم به كوه ذى شعبين كوچ كردم كه از مرگ پناهم دهد و پناهم نداد .
كنارش شمشيرى هم بود كه با خط حميرى بر آن نوشته بود : من قبارم و با من خونخواهى مىشود . [ 1 ]
عبد الله بن محمد مره شعبانى در پى سخن خود افزود كه نسب آن مهتر اين چنين است : حسان بن عمرو بن قيس بن معاوية بن جشم بن عبد شمس بن وائل بن غوث بن قطن بن عريب بن زهير بن ايمن بن هميسع بن حمير . و اين حسان مشهور به ذو الشعبين است .
ذو الشعبين نام كوهى در يمن است كه حسان و فرزندانش كنار آن فرود آمدهاند و منزل ساختهاند ، و حسان همان جا به خاك سپرده شده است و خود و فرزندانش به همان كوه منسوب شدهاند . [ 2 ] كسانى از نسل او كه در كوفه بودهاند به شعبى معروف شدهاند كه عامر شعبى هم از ايشان است . به كسانى از نسل او كه در شام زندگى مىكنند شعبانى مىگويند و به كسانى كه در يمن زندگى مىكنند آل ذى شعبين مىگويند . و به كسانى كه در مصر و مغرب زندگى مىكنند اشعوب مىگويند ، و آنان همگى فرزندزادگان حسان بن عمرو ذى شعبيناند .
تبار خاندان عامر بن شراحيل بن عبد شعبى به على پسر حسان بن عمرو مىرسد . آنان ميان طائفهء احمور يمن كه از شاخههاى قبيلهء همدان است در آمدهاند و در شمار ايشان شمرده مىشوند .
احمور خارف و صائدىها و آل ذى بارق و سبيع و آل ذى حدان و آل ذى رضوان و آل ذى لعوة و آل ذى مران همگى از قبيلهء همدان شمرده مىشوند . قبايل عرب همدان غدر و يام و نهم و شاكر و ارحباند . از شاخههاى حميريان بسيارى در قبيلهء همدان هستند
هامش
[ 1 ] . براى آگهى در باره نامهاى اين قبيله مىتوان به ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، چاپ عبد السلام محمد هارون ، ص 433 مراجعه كرد .
[ 2 ] . ياقوت حموى در معجم الادبار ، ج 5 ، چاپ مصر ، 1906 ميلادى ، ص 272 ضمن كلمه شعبين توضيحاتى داده است كه اندكى با آنچه در اين متن آمده است تفاوت دارد .