( 1 ) سليك شنيدم كه * از على ( ع ) حديث مىكرد كه فرموده است : سه كس را خداوند دشمن مىدارد ، پير زناكار ، و توانگر ستم پيشه و بىنواى فريب كار .
گويد عبيد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از سماك ، از اغر بن حنظله ما را خبر داد كه مىگفته است * على ( ع ) برخاست و فرمود : خداوند از ميان مردمان كه آفريده اويند سپيد موى زناكار و توانگر ستمگر و عائلهمند خودبزرگبين را دشمن مىدارد .
گويد : كنيهء اغرّ ، ابو مسلم بوده است .
عمرو ذى مرّ
از على ( ع ) روايت كرده است .
گويد عبيد الله بن موسى ، از حسن بن صالح ، از ابو اسحاق ، از عمرو ذى مرّ ما را خبر داد كه مىگفته است * على ( ع ) را ديدم كه وضو گرفت و سپس مشتى آب برداشت و بر سر خود ريخت و آن را ماليد - گرد و غبارش را پاك كرد .
عبد الله بن ابى خليل همدانى
از على ( ع ) سه حديث نقل كرده است كه ابو اسحاق آنها را از او روايت كرده است .
عمرو بن بعجة
از على ( ع ) روايت كرده است .
گويد عبيد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، او از عمرو بن بعجة ما را خبر داد كه مىگفته است * در مدائن بودم و ديدم استر دهقانى را به حضور على ( ع ) آوردند - كه سوار شود - چون دست بر قربوس زين نهاد دستش لغزيد ، پرسيد اين چيست ؟ گفتند :
ديباست . از سوار شدن بر آن خوددارى فرمود .