( 1 ) گويد عفان بن مسلم مىگفت ابو عوانه ، از سنان بن حبيب ، از نبل دختر بدر ، از شوهرش اوس بن معلق اسدى ما را خبر داد كه مىگفته است ، از على ( ع ) شنيده كه مىگفته است * همانا بر كرانه اين روزن خونهايى خواهد ريخت كه تا زير شكم اسب خواهد رسيد .
طريف
از على ( ع ) روايت كرده است .
گويد عفان بن مسلم ، از شعبه ، از سليمان اعمش ، از موسى بن طريف ، از پدرش كه سرپرست بيت المال على ( ع ) بوده است ما را خبر داد كه * على ( ع ) از كوزه سبزرنگى افشره آشاميد .
طبقه دوّم از كسانى كه از عبد الله بن عمر و عبد الله بن عباس و عبد الله بن عمرو بن عاص و جابر بن عبد الله و نعمان بن بشير و ابو هريره و جز ايشان روايت كردهاند
عامر بن شراحيل
ابن عبد شعبى . اصل او از قبيلهء حمير و شمار او در قبيلهء همدان است .
گويد عبد الله بن محمد بن مرّة شعبانى ما را خبر داد و گفت گروهى از پير مردان طايفه شعبان از جمله محمد بن ابى اميه كه دانشمند بود براى ما حديث كرد كه * باران تندى در يمن باريد ، سيل رويه زمين را در جايى چنان گود كرد كه ساختمان بزرگى را زير خاك نمودار ساخت كه تمام آن سنگ بود . در آن را شكستند و به درون رفتند . به سرسراى بزرگى رسيدند كه تختى زرين آن جا بود و بر آن پيكر مردى قرار داشت كه درازاى قامتش را وجب كرديم ، دوازده وجب بود . جبههاى زربفت بر تن داشت و چوگانى زرين كه ياقوتى