تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
( 1 )

سائب

او پدر عطاء بن سائب است و از على ( ع ) روايت كرده است . گويد فضل بن دكين ، از مندل ، از عطاء بن سائب ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * به حضور على ( ع ) رفتم ، فرمود : اى سائب ! آيا آشاميدنىيى به تو بياشامانم كه تمام امروز را سير باشى - نيازى به خوراك نداشته باشى ؟ گفتم : آرى اى امير مؤمنان ، ايشان براى من مايعى خواست كه آشاميدم . سپس به من فرمود : فهميدى كه اين چيست ؟ گفتم : نه . فرمود : يك سوم آن شير و يك سوم عسل و يك سوم روغن است .

عبد الله بن ابى محلّ

از على ( ع ) روايت كرده است . گويد اسحاق بن يوسف ازرق ، از سفيان ثورى ، از عبد الله بن شريك ، از عبد الله بن ابى محلّ ما را خبر داد كه مىگفته است * على ( ع ) از كرانه بابل گذر كرد و تا از آن جا نگذشت نماز نگزارد .

نهيك بن عبد الله سلولى

از على ( ع ) روايت مىكند كه مىفرموده است * شيطان به صومعه راهبى رفت كه شصت سال خدا را عبادت كرده بود .

اغرّ بن سليك

نام پدرش در روايت ديگرى حنظلة است . از على بن ابى طالب ( ع ) روايت كرده است . محمد بن سعد مىگويد : شايد هم او را به پدر بزرگش سليك منسوب داشته‌اند . گويد ابو عامر عقدى ، از شعبه ، از سماك ما را خبر داد كه مىگفته است از اغرّ بن