( 1 ) خواهد بود .
محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت عمر بن محمد ، از منذر بن عبيد برايم حديث كرد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز در باره كافر ذمّى كه همراه مسلمانان در جنگ شركت كند و به دشمن امان دهد نوشت كه امان او پذيرفته نمىشود كه پيامبر ( ص ) فرمودهاند اين كار مربوط به مسلمانان است و كافر ذمّى مسلمان نيست .
محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت اسحاق بن يحيى براى ما نقل كرد كه به هنگام خلافت عمر بن عبد العزيز از او شنيده است كه * از جنگ كردن سپاهيان بدون فرمان فرمانده بيزارى مىجسته و مىگفته است عمر بن خطاب همچنين بوده است - يا آنكه سپاه بدون پرداخت بها از كشت و محصول جايى كه فرود آمدهاند استفاده كنند . [ 1 ]
محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت محمد بن قاسم ، از عياش بن سليم ، از عمر بن عبد العزيز برايم نقل كرد كه مىگفته است * اگر كافر ذمّى از مال خود چيزى را براى كليسياى مسيحيان يا كنيسه يهوديان وقف كند جايز است .
محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت سويد ، از حصين ، از عمر بن عبد العزيز براى ما نقل كرد كه * بخشنامهاى صادر كرده و نوشته است اگر جزيه ذمى را در پله ترازو نهاده و آماده پرداخت كرده باشند و ذمى مسلمان شود نبايد از او گرفته شود .
محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت عمر بن محمد ، از عمرو بن مهاجر ، از عمر بن عبد العزيز برايم نقل كرد كه مىگفته است * اگر كافر ذمى يك روز پيش از آنكه سال به پايان رسد مسلمان شود جزيه آن سال از او گرفته نمىشود .
محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت موسى بن عبيدة براى ما حديث كرد كه * عمر بن عبد العزيز نوشت در كار زندانيان دقت و مدارا شود و از افرادى كه بيم و ترس ايجاد مىكنند وثيقه گرفته شود و مقررى تابستانى و زمستانى آنان پرداخت شود . موسى در پى گفتار خود افزود : من در سرزمين خود ديدم كه ماه به ماه هزينه خوراك آنان پرداخت مىشود و جامهاى در زمستان و جامهاى در تابستان به آنان داده مىشود .
محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت يحيى بن سعيد وابستهء مهرى براى من نقل كرد كه * عمر بن عبد العزيز براى فرماندهان لشكر نوشت : در كار زندانيان بنگريد و كسانى را كه
هامش
[ 1 ] . كلمه « معّرة » را به هر دو صورت معنى كردهاند ، شايد معنى دوم مناسبتر باشد ، لطفا به النهاية ابن اثير ، ج 3 ، ص 205 ، مراجعه شود .