( 1 ) و جرير از مغيرة ، از شعبى روايت مىكند كه مىگفته است * حارث اعور براى من اين حديث را نقل كرد و حارث دروغگو بود . [ 1 ]
گويد فضل بن دكين از زهير ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * گفته مىشد * در كوفه در باره احكام ميراث كسى داناتر از عبيدة و حارث اعور نبود .
گويد فضل بن دكين ، از زهير بن معاويه ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * پشت سر حارث اعور كه امام جماعت قبيلهء ايشان بوده نماز مىگزارده است . گويد : اعور بر مردگان ايشان هم نماز ميت مىگزارد و پس از پايان نماز ميت يك بار بر جانب راست سلام مىداد .
گويد وكيع از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از گفتهء خود حارث اعور ما را خبر داد كه مىگفته * وصيت كرده است كه عبد الله بن يزيد انصارى بر جنازهاش نماز بگزارد .
گويد عبيد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * حارث اعور وصيت كرده بود عبد الله بن يزيد انصارى بر جنازهاش نماز بگزارد و همو بر جنازهاش نماز گزارد و چهار تكبير گفت و سپس جنازه را برداشتيم و چون نزديك گور رسيديم ، عبد الله گفت : جنازه را همين جا پايين پاى گور بر زمين نهيد . گويد : بر زمين نهاديم .
و او پارچهيى را كه روى جسد كشيده بودند كنار زد و برداشت و من مقدارى مواد خوشبو روى كفن ديدم . عبد الله سپس گفت : پارچه را كنار بگذاريد كه مرد است . [ 2 ]
گويد وكيع ، از اسرائيل ، از ابو اسحاق براى ما نقل كرد كه مىگفته است * روى نعش حارث اعور مواد خوشبو نهاده بودند .
گويد وهب بن جرير ، از شعبه ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * حارث وصيت كرد كه عبد الله بن يزيد بر جنازهاش نماز بگزارد . عبد الله پيكر حارث را از سوى پايين گور به گور در آورد و گفت اين كار سنت است و گفت پارچه فزون بر كفن را كه بر او كشيده بودند كنار زنند و افزود كه اين پارچه را بر جنازهء زنها مىكشند .
گويد حسن بن موسى ، از زهير ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * در
هامش
[ 1 ] . بر خوانندگان گرامى پوشيده نيست كه سخن شعبى در قبال تأييد دو نوه بزرگوار ختمى مرتبت ارزشى ندارد . شعبى نسبت به حارث اعور ستيز مىورزيده است . براى آگهى بيشتر به الكنى و الالقاب ، ج 2 ، ص 327 مراجعه فرماييد .
[ 2 ] . هنوز در خراسان به ويژه در روستاهاى اطراف مشهد يكى از بازماندگان سالخورده ميت پس از كفن كردن بر روى كفن زيره سياه كه بسيار خوشبو است مىريزد .