( 1 ) خبر داد كه مىگفته است ، پير مردى از بنى حرام از گفتهء هرم بن حيان عبدى [ 1 ] براى من حديث كرد كه مىگفته است * از بصره به كوفه آمدم اويس قرنى را كنار رود فرات پابرهنه ديدم ، گفتم : اى برادر چگونهاى ، اى اويس در چه حالى ؟ مرا گفت : اى برادر تو چگونهاى ؟ گفتم :
براى من حديث بگو . گفت : خوش ندارم كه محدث و داستانسرا و فتوى دهنده باشم و نمىخواهم اين در را براى خود بگشايم ، سپس دستم را گرفت و گريست . گفتم : براى من قرآن بخوان . گفت : اعوذ بالله من الشيطان الرجيم و شروع به خواندن آيات نخست تا ششم سوره دخان كرد ، و از هوش رفت و چون به خود آمد ، گفت : تنهايى براى من دوست داشتنىتر است .
اويس مردى ثقه بوده و از هيچ كس حديثى نقل نكرده است . [ 2 ]
عبدة بن هلال ثقفى
عمر بن خطاب او را سوگند داد كه روز عيد فطر و عيد قربان را روزه بگشايد . [ 3 ] عبده مىگفته است : هيچ شبى گواه خفتن من نبوده است و هيچ روزى را بدون روزه نگذراندهام ، خدايش رحمت كناد و از او خشنود باد .
ابو غديرة ضبّى
نامش عبد الرحمان و نام پدرش خصفة بوده است .
گويد ابو خيثمه زهير بن حرب ، از جرير ، از مغيرة ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو غديرة عبد الرحمان بن خصفه خود مىگفت كه همراه نمايندگان بنى ضبّه پيش عمر بن خطاب رفتيم و آنان خواستهها و نيازهاى خود را برآوردند جز من كه نتوانستم . قضا را عمر
هامش
[ 1 ] . هرم بن حيان ، از پارسايان بسيار نامور نيمه اول سده اول هجرى است كه او را يكى از پارسايان هشتگانهء تابعان شمردهاند ، شرح حالش در جلد هفتم طبقات خواهد آمد .
[ 2 ] . جاى شگفتى است كه چرا محمد بن سعد از شهادت جناب اويس سخنى نگفته است و حال آنكه به گفتهء نصر بن مزاحم منقرى درگذشته به سال 212 هجرى در وقعهء صفين ، ص 324 و نقل ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 8 ، ص 9 و زركلى در الاعلام ، ج 1 ، ص 375 اويس در جنگ صفين در التزام حضرت امير المؤمنين على ( ع ) شهيد شده است .
[ 3 ] . مگر روز عيد فطر هم روزه مىگرفته است ؟ !