( 1 ) در حالى كه سوار بر مركب بود از كنار من گذشت من جست زدم و پشت سر عمر بر مركب قرار گرفتم . عمر گفت : كيستى ؟ گفتم : مردى ضبّىام . گفت : چه خشن . گفتم : اى امير مؤمنان بر دشمن خشن هستم . گفت : و بر دوست ، اينك خواستهء خود را بگو . خواستهام را برآورد و گفت : از پشت مركب ما پياده شو .
سعد بن مالك عبسى
او از عمر بن خطاب روايت كرده است و حلّام بن صالح عبسى از او روايت مىكند .
حبيب بن صهبان اسدى
كنيهاش ابو مالك است . او از عمر بن خطاب روايت كرده است . محدثى شناخته شده و كمحديث است .
كسانى از اين طبقه كه از على بن ابى طالب و عبد الله بن مسعود روايت كردهاند
حارث بن سويد تيمى
او از قبيلهء تيم الرباب است . از على و عبد الله بن مسعود و حذيفة و سلمان روايت كرده است .
گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از اعمش ، از ابراهيم تيمى ، از حارث بن سويد ما را خبر داد كه مىگفته است * گاهى مردى از پى ما روان مىشد و پيش عبد الله بن مسعود مىآمد و عبد الله او را نمىپذيرفت و بر مىگرداند .
گويد اسماعيل بن ابراهيم اسدى ، از ابو حيان تيمى از پدرش ما را خبر داد كه ضمن حديثى مىگفته است * كنيهء حارث بن سويد ، ابو عايشه بوده است .
محمد بن عمر واقدى و جز او گفتهاند كه حارث بن سويد به روزگار حكومت عبد الله بن زبير در كوفه درگذشته است . او محدثى ثقه و پر حديث بوده است .