تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
( 1 ) تشييع جنازهء حارث اعور حاضر بوده است كه عبد الله بن يزيد بر جنازه نماز گزارده و سپس خودش كنار گور رفته و گفته است تابوت را جلو بياوريد و آن را كنار لبه پايين پاى گور بنهيد . آن گاه پارچه‌يى را كه بر روى ميت و تابوت انداخته بودند كنار كشيد و به سويى انداخت و من مواد خوشبو را روى كفن ديدم و خيال مىكنم گفت اين مرد است - يعنى روكش در مورد زنها به كار مىرود - و دستور داد جسد را برداشتند و داخل گور كردند و چون جسد وارد گور شد از اينكه روى گور پارچه بگيرند جلوگيرى كرد و گفت اين سنت است . گويد وكيع ، از سفيان ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * در تشييع جنازه و خاكسپارى حارث اعور حاضر بودم . همراهان بر روى گور پارچه كشيده بودند ، عبد الله بن يزيد انصارى آن پارچه را كنار زد و گفت اين جنازه مرد است . گويد وكيع بن جراح ، از سفيان ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * به هنگام خاكسپارى حارث حاضر بودم او را از جانب پاهايش به گور در آوردند . محمد بن عمر واقدى و جز او گفته‌اند كه * مرگ حارث اعور در كوفه به روزگار حكومت عبد الله بن زبير بوده است و در آن هنگام عبد الله بن يزيد انصارى خطمى كارگزار عبد الله بن زبير بر كوفه بوده است .

عمير بن سعيد نخعى

او از على ( ع ) و عبد الله بن مسعود و عمار و ابو موسى روايت كرده است و چندان زنده ماند كه به سال يكصد و پانزده هجرى به روزگار فرمانروايى خالد بن عبد الله در كوفه درگذشته است و محمد بن جابر حنفى او را درك كرده و از او روايت نقل كرده است . عمير محدثى ثقه و او را حديثهايى بوده است .

سعيد بن وهب همدانى

او از خاندان يحمد بن موهب بن صادق بن يناع بن دومان است . ايشان شاخهء يناعىهاى قبيلهء همدان‌اند . سعيد از على ( ع ) و عبد الله بن مسعود و خبّاب روايت كرده است و به روزگار
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 619 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد