تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
( 1 ) زندگى حضرت ختمى مرتبت و پيش از آنكه از يمن بيرون آيد همان جا از معاذ بن جبل حديث شنيده است . سعيد پيوسته به محضر على بن ابى طالب ( ع ) بوده و به همين سبب به او قراد مىگفته‌اند . [ 1 ] سعيد بن وهب از سلمان و عبد الله بن عمر و عبد الله بن زبير و شريح نيز روايت كرده است . گويد فضل بن دكين ، از گفتهء يونس بن ابى اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * سعيد بن وهب را به روز جمعه ديدم كه چون پسرش آمد از بالاخانه خود فرود آمد . گويد او سالار و كارگزار قوم خود بود و در نماز جمعه شركت نمىكرد . گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از گفتهء يونس بن ابى اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * سعيد بن وهب را ديدم كه با رنگ زرد خضاب بسته بود . سعيد به سال هشتاد و ششم هجرت و به روزگار حكومت عبد الملك بن مروان در كوفه درگذشته است . او محدثى مورد اعتماد بوده و او را حديثهايى است .

هبيرة بن يريم شبامى

او از قبيلهء همدان است . شبام كه هبيره به او منسوب است همان عبد الله بن اسعد بن جشم بن حاشد است و او را به مناسبت شباهت - از جهت استوارى - به نام شبام كه كوهى در منطقهء قبيلهء همدان است ناميده‌اند . هبيرة از على و عبد الله بن مسعود و عمار روايت كرده ، پدرش ابو العلاء يريم هم گاهى از او روايت كرده است . به روز جنگ مختار از هبيرة فتنه و شرى سرزد . گويد عفان بن مسلم ، از شعبة ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است ، از هبيرة شنيدم كه مىگفت * از عبد الله بن مسعود شنيدم كه مىگفت * روزه سپر از آتش است . هبيره بيش از حد خود معروف شده است .
هامش
[ 1 ] . قراد به معناى برآمدگى نوك پستان و به معناى كنه است كه به چيزى مىچسبد .