( 1 )
زرّ بن حبيش اسدى
يكى از افراد خاندان غاضرة بن مالك بن ثعلبة بن دودان بن اسد بن خزيمه و كنيهاش ابو مريم است . او از عمر و على و عبد الله بن مسعود و عبد الرحمان بن عوف و ابىّ بن كعب و حذيفة و ابو وائل روايت كرده است .
گويد عبد الله بن ادريس ، از اسماعيل بن ابى خالد ما را خبر داد كه مىگفته است * زر بن حبيش را ديدم كه از فرتوتى چانهاش مىلرزيد . و مىگفت از همو شنيدم كه مىگفت ابىّ بن كعب مىگفته است كه شب قدر شب بيست و هفتم ماه رمضان است .
گويد محمد بن عبيد طنافسى از اسماعيل بن ابى خالد ما را خبر داد كه مىگفته است * زر بن حبيش را در حالى كه يكصد و بيست سال داشت ديدم و چانه و گوشههاى لبهايش از سالخوردگى مىلرزيد .
گويد كس ديگرى غير از محمد بن عبيد طنافسى مىگفت * زر بن حبيش در يكصد و بيست و دو سالگى درگذشته است .
گويد عبيد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از عاصم ، از زر ضمن حديثى كه از حذيفه نقل مىكرد ما را خبر داد كه * زر مىگفته است حذيفه به من گفت : اى اصلع - كله طاس .
گويد يحيى بن آدم ، از ابو بكر بن عياش ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است زر بن حبيش از همهء مردم داناتر به واژگان عربى بود و عبد الله بن مسعود در آن باره از او مىپرسيد .
گويد يحيى بن آدم ، از ابو بكر ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است * زر بن حبيش از ابو وائل بزرگتر بود و چون با يك ديگر بودند ابو وائل در حضور زر هيچ حديثى نقل نمىكرد . زر دوستدار على ( ع ) و ابو وائل دوستدار عثمان بود . با يك ديگر همنشينى مىكردند و من نشنيدم هرگز چيزى را بروز دهند .
گويد عبيد الله بن موسى ، از ابو عاصم ثقفى ، از عاصم بن ابى النجود ما را خبر داد كه مىگفته است * بسيار مىديدم كه زر بن حبيش در حالى كه جامهء خود را به گردن خويش گره زده بود مىآمد و همراه مردم وارد صف نماز مىشد .
گويد فضل بن دكين از قيس بن ربيع ، از عاصم بن ابى النجود ما را خبر داد كه مىگفته