تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
( 1 ) مىگفته است خود ديدم كه * عمر بن عبد العزيز در رد مظالم نخست از افراد خانواده خود آغاز كرد و اموال غصبى آنان را به بيت المال برگرداند و سپس به مردم پرداخت . عمر بن وليد به مردم مىگفت شما مردى از فرزندزادگان عمر بن خطاب را آورديد و بر خود ولايت داديد و اين گونه با شمار رفتار مىكند . محمد بن عمر واقدى از گفتهء ابو بكر بن ابى سبرة نقل مىكند كه مىگفته است * هنگامى كه عمر بن عبد العزيز شروع به رد مظالم كرد ، گفت : سزاوار نيست كه از كس ديگرى جز خودم آغاز كنم ، و با دقت به بررسى زمين و كالاهايى كه در اختيار خود داشت پرداخت و خود را از همه آنها كنار كشيد تا آن جا كه به نگين يكى از انگشتريهاى خود نگريست و گفت : اين از چيزهايى است كه وليد بن عبد الملك از اموال مغرب كه برايش رسيده بود به من بخشيده است و خود را از آن كنار كشيد . محمد بن عمر واقدى از عبد الملك بن شبيب ، از اسحاق بن عبد الله ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز رد مظالم و برگرداندن اموال را از زمان حكومت معاويه تا روزگار به حكومت رسيدن خود حساب مىكرد و بدين سبب بسيارى از اموال و حقوقى را كه در دست وارثان معاويه و يزيد بن معاويه بود از تصرف آنان بيرون كشيد . محمد بن عمر واقدى از مالك بن انس ، از ايوب سختيانى ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز اموال مظالم را نخست به خزانه برگرداند و سپس آنچه را جمع شده بود به صاحبان آن برگرداند و دستور داد به حساب همه سالهايى كه آن اموال در اختيارشان نبوده است زكات بپردازند . در پى آن نامه‌اى ديگر به كارگزاران زكات نوشت كه در اين مورد نگريستم چون مال در اختيارشان نبوده و از آن بهره‌اى نبرده‌اند فقط براى يك سال زكات پرداخت شود . محمد بن عمر واقدى از عبد الرحمان بن ابى الزناد ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز براى ما كه در عراق بوديم دربارهء برگرداندن اموال غصبى به صاحبانش فرمانى نوشت و ما چندان برگردانديم كه آنچه در خزانه عراق بود تهى شد و عمر از شام براى ما اموالى فرستاد . ابو الزناد مىگويد : عمر بن عبد العزيز اموال غصبى را بدون آنكه صاحبانش دليل قطعى داشته باشند در اختيارشان مىنهاد ، بلكه در كمال آسانى همين كه در چهره كسى نشان آن را مىديد كه بر او ستم شده است از او اقامه دليل نمىخواست كه خود از ستمگرى حاكمان آگاه بود .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 32 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد