تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
( 1 ) گويد عمرو بن هيثم پدر قطن ، از شعبة ، از سلمة بن كهيل ، از ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفت * در بيمارى مرگ اسود از او مراقبت مىكردم هر گاه از قرائت آسوده مىشد دعا مىكرد . ابو قطن مىگفت ، شعبه مىگفت كه * اسود سرمايه مردم كوفه است . وكيع بن جراح و محمد بن عبد الله انصارى و عبد الوهاب بن عطاء همگى ، از ابن عون ، از ابراهيم ، از گفتهء خود اسود بن يزيد ما را خبر دادند كه * او نزديك مرگ خود به مردى گفته است اگر توانستى مرا تلقين بدهى انجام بده تا سخن پايانى من لا إله الا الله باشد و در گور من آجر قرار مدهيد . وكيع و محمد بن عبد الله انصارى مىگفتند ابن عون در پى اين حديث مىافزود كه اسود گفته است در پى جنازه‌ام سخنى مگوييد يا گفته است نوحه‌سرايى مكنيد . گويد محمد بن عمر واقدى ، از قيس بن ربيع ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * اسود بن يزيد در كوفه به سال هفتاد و پنج درگذشته است . محدثى مورد اعتماد و او را حديثهاى پسنديده و نيكو بوده است .

مسروق بن اجدع

اجدع همان عبد الرحمان بن مالك بن اميّة بن عبد الله بن مرّ بن سليمان بن معمر بن حارث بن سعد بن عبد الله بن وادعة بن عمرو بن عامر بن ناشح است كه از قبيلهء همدان بوده است . گويد هشام بن كلبى ، از گفتهء پدرش نقل مىكرد كه * اجدع شاعر بوده و چون پيش عمر بن خطاب آمده است عمر از او پرسيده است تو كيستى ؟ گفته است : اجدع . عمر گفته است : همانا شيطان اجدع است [ 1 ] تو عبد الرحمانى . گويد فضل بن دكين از قيس ، از جابر ، از شعبى ما را خبر داد كه مىگفته است * چون مسروق پيش عمر آمد ، عمر پرسيد تو كيستى ؟ گفت : مسروق پسر اجدع . عمر گفته است اجدع شيطان است . تو مسروق پسر عبد الرحمانى . مسروق از آن پس در نامه‌ها مىنوشت از مسروق پسر عبد الرحمان .
هامش
[ 1 ] . اجدع به معنى بينى بريده است . صفىپورى در منتهى الارب گفته است نام شيطان است ، ابن منظور در لسان العرب همين روايت را از گفتهء خود مسروق آورده است .