( 1 ) محمد بن عمر واقدى از عبد الرحمان بن ابى الزناد ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز در ماه ربيع الاول سال هشتاد و هفت در حالى كه بيست و پنج ساله بود به حكومت مدينه گماشته شد . وليد بن عبد الملك او را منصوب كرده بود و اين در همان آغاز به خلافت رسيدن وليد بود . عمر بن عبد العزيز ، ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم را به سرپرستى قضاء مدينه گماشت . [ 1 ]
محمد بن عمر واقدى از عبد الصمد بن محمد سعدى ، از گفتهء حفص بن عمر بن ابى طلحه انصارى ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه عمر بن عبد العزيز حاكم مدينه بود و به روزگار حكومت وليد بن عبد الملك قصد حج گزاردن كرد ، انس بن مالك كه در آن هنگام در مدينه بود پيش او آمد . عمر بن عبد العزيز به او گفت : اى ابو حمزه ! چه نيكوست كه به ما از سخنرانهاى پيامبر - در حج - خبر دهى . انس گفت : پيامبر ( ص ) در مكه يك روز پيش از ترويه - كه روز هشتم ذى حجه است - و نيز در عرفات و در منى روز پس از عيد قربان و روز پس از روز كوچ كردن - سيزدهم ذى حجه - سخنرانى فرمود .
محمد بن اسماعيل بن ابى فديك از ضحاك بن عثمان ، از يحيى بن سعيد يا از شريك بن ابى نمر و ضحاك درست به ياد نداشت كه از كداميك شنيده است ، از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * پشت سر هيچ كس نماز نگزاردهام كه نمازش از اين جوان يعنى عمر بن عبد العزيز به نماز پيامبر ( ص ) شبيهتر باشد . ضحّاك مىگويد : من همواره پشت سر عمر بن عبد العزيز نماز مىگزاردم ، دو ركعت اول ظهر را طول مىداد و دو ركعت بعد را تند مىخواند . نماز عصر را هم ساده و تند مىخواند . در نماز مغرب سورههاى قصار مفصل و در نماز عشاء سورههاى متوسط مفصل و در نماز صبح سورههاى طوال [ 2 ] مىخواند .
محمد بن عمر واقدى گفته است : من هم اين حديث را از ضحاك شنيدم و بدون آنكه شك
هامش
[ 1 ] در همين شغل حكومت مدينه ، عمر بن عبد العزيز ، خبيب پسر عبد الله بن زبير را در روزى سرد بر در مسجد پيامبر ( ص ) صد تازيانه زد و مشكى آب سرد بر سر او ريخت . خبيب درگذشت . سبب اين كار آن بود كه سخنانى از خبيب نقل شده و به گوش وليد بن عبد الملك رسيده بوده و او دستور داده بود به خبيب صد تازيانه بزنند . جناب عمر بن عبد العزيز دادگرا ! ؟ ريختن آب سرد پس از تازيانه زدن را هم از سوى خود انجام داد و موجب مرگ خبيب شد . براى آگهى بيشتر در اين باره به شرح حال خبيب در طبقات ، ج 5 ، چاپ دكتر محمد عبد القادر عطاء ، ص 327 و جلد ششم ترجمهء ، نهاية الارب ، به قلم اين بنده ، امير كبير ، تهران ، 1364 ش ، ص 252 مراجعه فرماييد . شرح حال خبيب در طبقات چاپ ادوارد ساخا و از قلم افتاده است - م .
[ 2 ] . سورههاى مفصل به سورههاى آخر قرآن اطلاق شده است . براى آگهى بيشتر در اين باره به مرحوم دكتر محمود راميار تاريخ قرآن ، امير كبير ، تهران ، 1362 ش ، ص 595 مراجعه فرماييد .