تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
( 1 ) كنيز بوده است . زيد كه مادر او هم كنيز بوده است . [ 1 ] اسماعيل گاهى از پدر خود روايت كرده است و عبد الله بن مصعب بن ثابت از او روايت كرده است .

عمر بن عبد العزيز

ابن مروان بن حكم بن ابى العاص بن امية بن عبد شمس . مادرش ام عاصم دختر عاصم بن عمر بن خطاب بن نفيل از خاندان عدى بن كعب بوده است . عمر بن عبد العزيز كنيهء ابو حفص داشته است و اين فرزندان را آورده است : عبد الله و بكر و امّ عمّار كه مادرشان لميس دختر على بن حارث بن عبد الله بن حصين ذى الغصة بن يزيد بن شدّاد بن قنان حارثى است . ابراهيم كه مادرش ام عثمان دختر شعيب بن زبّان بن اصبغ بن عمرو بن ثعلبة بن حارث بن حصن بن ضمضم بن عدى بن خباب است . اسحاق و يعقوب و موسى كه هر سه در كودكى درگذشتند و مادرشان فاطمه دختر عبد الملك بن مروان است . عبد الملك و وليد و عاصم و يزيد و عبد الله و عبد العزيز و زبّان و امة و ام عبد الله كه مادرشان كنيز بوده است . گفته‌اند ، عمر بن عبد العزيز به سال شصت و سه متولد شده است و آن سالى است كه ميمونه همسر پيامبر ( ص ) در آن درگذشته است . [ 2 ] عبيد الله بن محمد بن عايشه قرشى تيمى از محمد بن عمر بن ابى شميلة ، از جويرية بن اسماء ، از نافع ما را خبر داد كه * عمر بن خطّاب مىگفته است : اى كاش مىدانستم كداميك از نسل من كه داراى نشان زخمى - بر پيشانى - است ، جهان را آكنده از داد مىكند به هنگامى كه آكنده از ستم شده است . عبد الله بن جعفر رقى از ابو المليح ، از خصيف ما را خبر داد كه مىگفته است * در خواب چنين ديدم كه مردى نشسته است و بر سمت راست او مردى و بر سمت چپش مردى ديگر نشسته‌اند . عمر بن عبد العزيز آمد و خواست ميان آن مرد و مردى كه بر سمت راست
هامش
[ 1 ] . ملاحظه مىفرماييد مرد نژاده و ريشه‌دارى كه نوه جعفر بن ابى طالب سلام الله عليه است ، مادران همهء فرزندانش كنيز بوده‌اند . اين موضوع از دو جهت در خور بررسى است ، نخست برخورد همراه با بزرگ‌منشى و آزادانديشى مسلمانان با اين طبقه ناتوان كه آنان را شريك زندگى خويش قرار مىدادند ، دو ديگر تأثيرى است كه اين مادران از لحاظ آداب و رسوم خود كه از ملتهاى گوناگون بوده‌اند بر فرزندان خويش مىگذارده‌اند و طبيعى است كه در انتقال فرهنگ ملل ديگر به جامعه عرب سهم به سزايى داشته‌اند - م . [ 2 ] . ابن سعد در جلد هشتم طبقات ضمن شرح حال ميمونه سال مرگ او را شصت و يك هجرت نوشته است - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 19 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد