تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
( 1 ) او بود بنشيند . آن مرد خود را به مرد ميان چسباند . عمر بن عبد العزيز برگشت و خواست ميان او و مردى كه بر سمت چپ نشسته است . بنشيند او هم همان گونه رفتار كرد . در اين هنگام مردى كه در وسط نشسته بود عمر بن عبد العزيز را گرفت و بر دامن خود نشاند . پرسيدم اين مرد كيست ؟ گفتند : رسول خداست و اين يكى ابو بكر و ديگرى عمر است . [ 1 ] سليمان بن حرب از مبارك بن فضالة ، از عبيد الله بن عمر ، از نافع ، از ابن عمر ما را خبر داد كه مىگفته است - يعنى نافع - از ابن عمر بسيار مىشنيدم كه مىگفت * كاش مىدانستم اين كداميك از فرزندزادگان عمر است كه بر چهره‌اش نشانه‌اى است و زمين را آكنده از داد مىسازد . يزيد بن هارون از ماجشون ، از عبد الله بن دينار ما را خبر داد كه مىگفته است * ابن عمر مىگفت ما حديث مىكرديم - به ما گفته مىشد - كه جهان پايان نمىيابد تا آنكه حكومت اين امت را مردى از فرزندگان عمر عهده‌دار شود كه به روش عمر حكومت خواهد كرد و بر چهره‌اش خالى است . گويد : ما مىگفتيم كه آن شخص بلال پسر عبد الله بن عمر است كه او هم خالى بر چهره داشت ، تا آنكه خداوند عمر بن عبد العزيز را آورد كه مادرش ام عاصم دختر عاصم بن عمر بن خطّاب است . [ 2 ] يزيد بن هارون مىگويد : يكى از چهارپايان پدرش بر عمر بن عبد العزيز لگد زد و پيشانى او را شكافت پدرش خون از چهره او پاك مىكرد و مىگفت : اگر تو پيشانى دريده بنى اميه باشى كامياب خواهى بود . احمد بن ابى اسحاق از ابراهيم بن عياش ، از ضمرة ، از ابن شوذب ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه عبد العزيز بن مروان مىخواست با مادر عمر بن عبد العزيز ازدواج كند به كارگزار خود گفت : از پاكترين اموال من چهار صد دينار فراهم ساز كه مىخواهم با خانواده‌اى كه اهل صلاح‌اند ازدواج كنم . و چون فراهم شد با مادر عمر بن عبد العزيز ازدواج كرد .
هامش
[ 1 ] . خصيف از بردگان آزاد كرده و سرسپردگان مروانيان و خزانه‌دار ايشان بوده و و بسيارى از رجال شناسان او را ضعيف شمرده و از نقل احاديث او پرهيز مىكرده‌اند تا چه رسد به خوابى كه ديده است به ميزان الاعتدال ، شماره 2511 مراجعه فرماييد . [ 2 ] . با آنكه در اين روايات ستيز با خاندان حضرت امير المؤمنين على عليه السلام روشن است و مروانيان كوشش داشته‌اند انديشهء مردم را از انتظار مصلح از علويان به مروانيان سوق دهند ولى يك نكته را مسلم مىدارد و آن انتظار مردم براى ظهور مصلح از همان قرن اول هجرى است - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 20 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد