تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
( 1 ) خبر داد كه مىگفته است * دوستى بدتر از توانگر و دولتمرد نمىشناسم . گويد اسماعيل بن عبد الله بن خالد سكرى ، از يحيى بن سليم طائفى ، از زمعة بن صالح ما را خبر داد كه مىگفته از عبد الله پسر طاوس شنيده است كه مىگفته است از طاوس شنيدم كه مىگفت * هر گاه شخص يهودى يا مسيحى بر تو سلام داد به او پاسخ بده كه علاك السلم . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از مندل ، از زمعة بن صالح ، از سلمة بن و هرام ما را خبر داد كه مىگفته است * دزدى را از كنار طاوس مىبردند دينارى براى كفارهء او پرداخت و او را رها كرد . گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از ليث ما را خبر داد كه طاوس به نقل از ابن عباس مىگفت كه * طلاق خلع طلاق صحيحى است . سعيد بن جبير اين را نادرست دانست . طاوس او را ديد و گفت : من پيش از آنكه تو متولد شده باشى قرآن خوانده‌ام و آن را به هنگامى شنيده‌ام كه جويدن تريد تو را سرگرم مىداشته است . [ 1 ] گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از معمر ، از پسر طاوس ما را خبر داد كه پدرش مىگفته است * از برادران عراقى خود شگفت‌زده مىشوم كه حجاج را مؤمن مىنامند . گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از ليث ، از طاوس ما را خبر داد كه مىگفته است * آنچه مىآموزى براى خود بياموز كه امانت از ميان مردم رخت بربسته است . گويد : طاوس حرف حرف حديث را مىشمرد . گويد عارم بن فضل ، از حمّاد بن زيد ، از سعيد بن ابى صدقه ما را خبر داد كه مىگفته است * قيس بن سعد به ما گفت : منزلت طاوس ميان ما همچون منزلت ابن سيرين ميان شماست . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن زيد ، از ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * مردى دربارهء چيزى از طاوس پرسيد . پاسخ داد مىخواهى بر گردنم ريسمان افكنند و دوره بگردانند . گويد عفان بن مسلم ، از حمّاد بن زيد ، از ايوب ما را خبر داد كه * مردى در بارهء مسأله‌يى از طاوس پرسيد . طاوس او را از خود راند . آن مرد گفت : اى ابو عبد الرحمان !
هامش
[ 1 ] . خوانندگان گرامى توجه دارند كه طلاق خلع با بخشيدن مالى يا بخشى از مهريه به زوج صورت مىگيرد و شوهر حق رجوع ندارد . از لحاظ لغوى ابن اثير و ابن منظور در نهايه و لسان العرب در اين باره بحث كرده‌اند .