( 1 ) گويد همين عبيد الله بن موسى ، از خارجة بن مصعب ما را خبر داد و گفت * طاوس مقنعه مىپوشيد و چون شب فرا مىرسيد آن را از سر بر مىداشت - سر خود را برهنه مىكرد .
گويد عبيد الله بن موسى ، از گفتهء يونس بن حارث ما را خبر داد كه مىگفته است * طاوس را ديدم كه با داشتن چارقد نماز گزارد .
گويد حفص بن غياث ، از گفتهء ليث ما را خبر داد كه * طاوس پوشيدن جامههاى نازك و بازرگانى آن را خوش نمىداشت . [ 1 ]
گويد يحيى بن عباد ، از گفتهء عمارة بن زاذان ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن طاوس دو جامهء رنگ شده با گل سرخ ديدم .
گويد ابو قطن عمرو بن هيثم ، از ابو الأشهب ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن طاوس در حالى كه محرم بود دو جامه ديدم كه با گل سرخ رنگ شده بود .
گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از معمر ، از گفتهء پسر طاوس ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * خوش نمىدارد عمامه ببندد و چيزى از آن را زير چانه خود قرار ندهد .
گويد احمد بن محمد بن وليد ازرقى ، از گفتهء مسلم ما را خبر داد كه مىگفته است شنيدم كه * ايوب سختيانى از عبد الله پسر طاوس مىپرسيد پدرت در سفر چه جامهيى مىپوشيد ؟ گفت : دو پيراهن بر تن مىكرد و زير آن دو ازار نمىپوشيد .
گويد محمد بن عبيد طنافسى ، از يعقوب بن قيس ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن طاوس در حالى كه محرم بود دو جامهء رنگ كرده با گل سرخ ديدم . [ 2 ]
گويد معن بن عيسى ، از عبد الرحمان بن ابى بكر مليكى ما را خبر داد كه مىگفته است * ميان چشمهاى طاوس نشان سجده ديدم .
گويد محمد بن عبد الله انصارى ، از اسماعيل بن مسلم ما را خبر داد كه مىگفته است
هامش
[ 1 ] . كلمهيى كه در متن است سابرى است كه به گفتهء ابن اثير در النهايه به معنى پارچه نازكى است كه زير آن ديده شود و منسوب به شاپور است .
[ 2 ] . مىبينيد كه همين روايت با اسناد ديگرى در چند سطر پيش آمده بود . جاى اندوه است كه در كتابى چون طبقات در باره بزرگانى چون طاوس به نقل رنگ مو و جامه آن هم مكرر و ملالآور پرداخته شود و از مكرمتهاى اخلاقى آن چنان كه بايد و شايد سخن به ميان نيايد . لابد اين هم نوعى از تهاجم فرهنگى آن روزگار بوده است .