( 1 ) يكى از آن دو وهب است كه خداوند بر او حكمت مىبخشد و ديگرى غيلان كه چه فتنهيى بر اين امت خواهد بود ، بدتر از فتنه شيطان » .
گويد اسماعيل بن عبد الكريم ، از گفتهء محمد بن داود ، از پدرش داود بن قيس صنعانى ما را خبر داد كه مىگفته است از وهب بن منبه شنيدم كه مىگفت * نود و دو كتاب را كه همه از آسمان فرو آمده است خواندهام . هفتاد و دو تاى آن در كنيسهها و كليساها و در دست مردم است و بيست جلد آن را جز اندك مردمى نمىدانند . در همه آنها چنين يافتم كه هر كس چيزى از مشيت را به خويش نسبت دهد همانا كافر شده است .
گويد احمد بن محمد بن وليد ازرقى ، از مسلم بن خالد ، از مثنّى بن صبّاح ما را خبر داد كه مىگفته است * وهب بن منبه چهل سال هرگز هيچ جاندارى را دشنام نداد ، و بيست سال چنان شب زندهدار بود كه ميان نماز عشاء و نماز صبح نيازمند به وضو گرفتن نبود .
وهب بن منبه مىگفته است سى كتاب را خواندهام كه بر سى پيامبر نازل شده است .
گويد محمد بن عمر واقدى و عبد المنعم بن ادريس هر دو ما را خبر دادند كه * وهب بن منبه به سال يكصد و ده هجرت در آغاز خلافت هشام بن عبد الملك در صنعاء درگذشت .
همّام بن منبّه
برادر وهب و از ابناء است . او از برادرش وهب بزرگتر بوده و ابو هريره را ديده و روايات بسيارى از او نقل كرده است . كنيهء او ابو عقبه بوده و پيش از وهب به سال يكصد و يك يا يكصد و دو درگذشته است .
معقل بن منبّه
برادر وهب و از ابناء و كنيهاش ابو عقيل بوده است . او هم پيش از وهب درگذشته و گاهى از او روايت شده است .