( 1 ) * پيش حسن بصرى از طاوس سخن رفت . گفت : طاوس طاوس ! ؟ آيا خانوادهاش نمىتوانستند بر او نامى ديگر و بهتر از اين بگذارند ؟
گويد عبد الله بن جعفر رقّى ، از ابن مبارك ، از معمر ، از گفتهء يكى از پسران طاوس ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * هر گاه نامهها پيش او جمع مىشده دستور مىداده است بسوزانند .
گويد قبيصة بن عقبه ، از گفتهء سفيان ، از حبيب بن ابى ثابت ما را خبر داد كه مىگفته است * طاوس مرا گفت : چون حديثى را براى تو گفتم و درستى آن را براى تو ثابت كردم هرگز از ديگرى در آن باره مپرس .
گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از گفتهء ابو شهاب ، از حميد طويل ، از خود طاوس ما را خبر داد كه * او از يمن براى حج مىآمده است و هنگامى مىرسيده است كه مردم در عرفات بودند و او پيش از آمدن به مكه اعمال خود را از عرفات آغاز مىكرد .
گويد احمد بن محمد بن وليد ازرقى ، از گفتهء مسلم بن خالد ما را خبر داد كه مىگفته است ، از عبد الكريم بن ابى المخارق شنيدم كه مىگفت * طاوس به ما گفت : هر گاه در حال طواف هستيم چيزى از من مپرسيد كه بدون ترديد طواف چون نماز است .
گويد حجاج بن محمد ، از ابن جريج ما را خبر داد كه مىگفته است پسر طاوس از گفتهء پدرش براى من نقل كرد كه * خوش نمىداشته است انسان - از مردم - چيزى را با سوگند دادن به آبروى خداوند مسألت كند .
گويد حجاج بن محمد ، از ابن جريج ، از على بن ابى حميد ، از طاوس ما را خبر داد كه * او به روز عيد فطر و قربان به كنيزان سياه و غير سياه خود فرمان مىداده است دستها و پاهاى خود را خضاب ببندند و مىگفته است عيد است .
گويد محمد بن حميد عبدى ، از حنظلة ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه طاوس را مىرفتم كنار مردمى رسيد كه قرآن مىفروختند .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
بر زبان آورد .
گويد قبيصة بن عقبه ، از گفتهء سفيان ، از محمد بن سعيد ما را خبر داد كه مىگفته است * از جمله دعاهاى طاوس اين بود كه پروردگارا مرا از مال و فرزندان محروم دار و ايمان و عمل نصيب من فرماى .
گويد علاء بن عبد الجبار عطّار ، از محمد بن مسلم ، از عمرو بن دينار ، از طاوس ما را